تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
بحث بيشتر يك بحث و نزاع لفظى است . زيرا باقى ماندن بر توبه شرط قبول شهادت مىباشد و اين در اصلاح عمل كافى است چرا كه كسى كه بر توبه خود باقى باشد در حقيقت خود را اصلاح نموده است . لكن مرحوم سيد مجاهد مىفرمايند : چنين توجيهى از علامه ( ره ) با عبارت مرحوم شيخ ، ابن ادريس و ابن شهر آشوب سازگار نيست و همچنين از عبارت اصباح و رياض استفاده مىشود كه آنان نيز اصلاح عمل را شرط دانسته‌اند . همچنين در كفاية تصريح شده است كه اين قول احوط است . دوم - اصول محققه : اصول پذيرفته شده دلالت دارند كه عمل صالح در قبول توبه معتبر است . چرا كه هرگاه شك كنيم آيا توبه شخصى كه از او عمل صالح ديده نشده است محقق شده است يا خير اصل بر عدم تحقق توبه است و در نتيجه عمل صالح معتبر است . سوم - عمومات ناهيه از عمل به غير علم . عمومات متعددى از آيات و روايات ما را از عمل به غير علم بازداشته است . در اينجا نيز براى اينكه از روى علم بگوئيم فردى توبه كرده و توبه او محقق شده است لازم است تمام شروط توبه در آن جمع شده باشد . لكن بايد گفت در حقيقت عمل صالح مبرز توبه مىباشد و راه احراز توبه عمل صالح مىباشد . چهارم - عبارتى چند از فقهاء كه در پى مىآيد نيز دلالت بر اعتبار اصلاح عمل دارد : عبارت زير از شهيد ثانى در مسالك نيز دلالت بر اعتبار اصلاح عمل دارد . ذهب بعض الاصحاب الى الاشتراط اصلاح العمل فى قبول شهادت القاذف لقوله تعالى فى حق القاذف
« وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً . . . »
فاستثنى ممن لا يقبل لهم شهادة ، الذين تابوا و اصلحوا فلا يكفى التوبة لان المستثنى فاعل الامرين . . . » همچنانكه از آيه فوق استظهار شده است كسانى كه توبه كرده و عمل صالح انجام دهند استثناء شده و شهادت آنها پذيرفته مىشود ، و مستثنى بايد هم توبه كرده باشد و هم عمل صالح انجام داده باشد و صرف توبه كفايت نمىكند . همچنين ابن حمزه مىفرمايد : « يشترط اصلاح العمل فى الصادق و الكاذب للعطف