تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 822

مساهمون:

ص٨٢٢
الافضل بن صلاح الدين گرفتند ، ابو الهيجاء را از امارت قدس عزل كردند . او به بغداد آمد الناصر اكرامش كرد ، و در سال 593 ، او را با سپاهى به همدان فرستاد . ابو الهيجاء در آنجا با ازبك ، پسر پهلوان [ 1 ] ، و امير علم و پسرش و ابن سطمس [ 2 ] ، رو به رو گرديد . اينان نزد خليفه رسول فرستاده و اظهار اطاعت كرده بودند . امير علم با ابو الهيجاء توطئه‌اى كرد . ازبك و ابن سطمس را دستگير نمود . ناصر از اين عمل ابو الهيجاء ناخشنود شد ، و فرمان داد آنان را آزاد نمايند . آنگاه برايشان خلعت فرستاد ، ولى آنان كه خود را در امان نمىيافتند به ناچار از ابو الهيجاء جدا شدند . ابو الهيجاء از الناصر نيز بيمناك بود ، به ناچار رهسپار اربل شد ، زيرا در آنجا به ميان كردان بود . ولى پيش از رسيدن به اربل ، بمرد . كوكجه در بلاد جبل اقامت گزيد . او يكى از دوستان خود بنام ايدغمش را بر كشيد و از خواص خود قرار داد . ايدغمش نيز با ديگر مماليك طرح دوستى افكند ، و در پايان قرن ششم ، عصيان آشكار ساخت . آنگاه در جنگى كه ميان او و كوكجه واقع شد ، كوكجه را كشت و بر آن بلاد مستولى شد ، و ازبك پسر پهلوان را به پادشاهى نشاند و خود كفالت او را به عهده گرفت . طاشتكين ، امير خوزستان به سال 602 بمرد . الناصر ، داماد او سنجر را كه از مملوكاتش بود به جاى او نهاد . سنجر در سال 603 به جبال لرستان [ 3 ] ، كه كوهستانى است بس رفيع ميان فارس و خوزستان و اصفهان ، لشكر برد ، صاحب اين جبال را ابو طاهر مىگفتند . سبب آن بود كه الناصر را غلامى بود به نام قشتمر ، كه از بزرگان موالى او به شمار مىرفت . قشتمر به سبب خطايى كه از وزير ، نصير الدين العلوى الرازى ديده بود ، از خدمت كناره گرفت و به لرستان رفت . ابو طاهر او را گرامى داشت ، و دختر خود به دو داد . چون ابو طاهر بمرد ، كار قشتمر بالا گرفت و مردم همهء آن نواحى به فرمانش درآمدند . الناصر به سنجر ، صاحب خوزستان فرمان داد كه به لرستان لشكر برد ، و او را مدد رسانيد . قشتمر پيام داد كه او در فرمان خليفه است ، ولى سنجر عذر او نپذيرفت . در نبردى كه درگرفت ، سنجر شكست خورد ، و قشتمر قويدست گرديد . او نزد دكلا ، صاحب فارس و نيز ايدغمش ، صاحب بلاد جبل كس فرستاد ، و هر سه متحد شدند كه از فرمان الناصر سر بيرون كنند .

عزل نصير الدين وزير

نصير الدين ناصر بن مهدى العلوى ، از مردم رى بود و از خاندان عمارت . به هنگامى
هامش
[ ( 1 ) ] بلهوان . [ ( 2 ) ] قطلمش . [ ( 3 ) ] تركستان .