را برادرانش بكشتند ، و قلعه را پس از او در تصرف آوردند . الناصر سپاه فرستاد . اينان تكريت را محاصره كردند ، و آن را به امان گشودند . برادران عيسى به بغداد آمدند ، و در آنجا مقام كردند . سلطان نيز آنان را اقطاع داد .
و هم در سال 585 ، الناصر سپاه خود را به عانه [ 1 ] فرستاد ، و مدتى آنجا را در محاصره گرفت ، و جنگيد . چون محاصره مردم شهر را از پاى درآورد ، امان خواستند ، و امير آن ديار تسليم شد ، بدان شرط كه جايى ديگر را به او اقطاع دهند . سلطان نيز به عهد خود وفا نمود .
تاراج كردن عرب بصره را
بصره در اقطاع امير طغرل ، مملوك الناصر بود . او به نيابت خويش ، محمد بن اسماعيل را بدانجا گماشته بود . بنى عامر بن صعصعه ، در سال 582 [ 2 ] به سردارى اميرشان ، عميره ، آهنگ بصره نمودند ، تا آنجا را غارت كنند . در ماه صفر ، محمد بن اسماعيل براى مقابله با آنان بيرون آمد . يك روز ميانشان نبرد بود . شب هنگام در باروى شهر سوراخى پديد آوردند ، و به شهر درآمدند ، و دست به غارت و كشتار زدند . در اين احوال بنى عامر را خبر رسيد ، كه خفاجه و منتفق [ 3 ] به جنگ آنان مىآيند . اينان شهر را رها كرده ، عازم نبرد با خفاجه و منتفق شدند . پس از نبردى آنان را منهزم ساختند ، و اموالشان را به غنيمت گرفته به بصره بازگشتند . امير از مردم بصره و سواد جمعيتى فراهم ساخته بود ، تا از شهر دفاع كند ، ولى اينان را ياراى پايدارى در برابر بدويان نبود . لذا بگريختند ، و بدويان به شهر داخل شدند ، و پس از تاراج آن ، بازگرديدند .
استيلاى الناصر بر خوزستان و اصفهان و رى و همدان
پس از اسارت ابن يونس ، الناصر ، نيابت وزارت خويش به مؤيد الدين ابو عبد اللّه محمد بن على ، معروف به ابن القصاب داد . او نخست امارت اعمال خوزستان و جز آن را داشت ، و او را در خوزستان يارانى بود . چون شمله ، صاحب خوزستان بمرد ، ميان فرزندان او اختلاف افتاد . بعضى از فرزندان شمله نامه نوشتند ، و الناصر را ترغيب كردند كه سپاه به خوزستان آرد و آنجا را تصرف كند . خليفه اجابت كرد ، و در سال 591 بسيج نبرد نمود ، و به خوزستان درآمد . پس از جنگى تستر ( شوشتر ) را بگرفت . آنگاه ديگر دژها و حصارها را تسخير كرد .
سپس بنى شمله ، ملوك خوزستان را دستگير كرده ، به بغداد فرستاد . الناصر طاشتكين مجير الدين امير الحاج را بر خوزستان امارت داد .
هامش
[ ( 1 ) ] غانه .
[ ( 2 ) ] 588 .
[ ( 3 ) ] مشفق .