تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 821

مساهمون:

ص٨٢١
در سال 591 ، وزير به سوى رى رفت . قتلغ اينانج ، پسر پهلوان نزد او آمد ، زيرا كه از خوارزمشاه در نزديكى زنجان شكست خورده بود ، و خوارزمشاه رى را از او گرفته بود . قتلغ اينانج همراه با سپاه خليفه عازم همدان گرديد . پسر خوارزمشاه از آنجا بيرون آمده و روانهء رى گرديد . وزير همدان را بگرفت ، و با اتباع خود در حركت آمد . و هر شهرى را كه تا رى بر سر راهشان بود ، در تصرف آورد . سپاه خوارزم به دامغان و بسطام و جرجان رفت و وزير به رى بازگشت و در آنجا مقام كرد . قتلغ اينانج پسر پهلوان ، عصيان كرد ، و طمع ملك در سرش افتاد ، او در رى موضع گرفت . وزير او را محاصره كرد . قتلغ اينانج [ 1 ] از رى بيرون آمد و عازم آوه شد . مدافعان شهر آوه مانع ورود او به شهر شدند . قتلغ اينانج از آنجا به همدان رفت ، و وزير نيز از رى به همدان راند . در راه خبر يافت كه قتلغ اينانج قصد كرج دارد ، پس وزير به سوى كرج راند . در آنجا ميان دو گروه نبردى درگرفت و قتلغ اينانج منهزم شد ، و وزير از موضع مصاف به همدان رفت . در آنجا رسول خوارزمشاه محمد بن تكش ، نزد او آمد و از اينكه وزير آن بلاد را در تصرف آورده است ناخشنودى نمود و خواست كه بازگردد ، ولى او اجابت نكرد . پس خوارزمشاه به همدان آمد ، و اين به هنگامى بود كه وزير ابن القصاب ، در شعبان سال 592 مرده بود . سپاهى كه با او بود ، با خوارزمشاه نبرد كرد و شكست خورده واپس نشست . خوارزمشاه همدان را گرفت ، و پسر خود را به اصفهان فرستاد . مردم اصفهان خوارزميان را دوست نمىداشتند . صدر الدين الخجندى ، رئيس شافعيان ، به ديوان بغداد رسولى فرستاد ، و سپاه خليفه را براى تصرف اصفهان دعوت كرد . الناصر ، سپاهى به سردارى سيف الدين طغرل ، كه دارندهء اقطاع ، لحف بود ، به اصفهان فرستاد . اين سپاه از عراق به اصفهان آمد ، و بيرون شهر لشكرگاه زد . سپاهيان خوارزم از شهر بيرون رفتند و طغرل شهر را در تصرف آورد . چون خوارزمشاه به خراسان بازگشت ، مملوكان پهلوان و امرا كوكجه [ 2 ] را كه از اعيانشان بود ، بر خود امير ساختند ، و بر رى مستولى شدند و از آنجا به اصفهان رفتند . سپاهيان خليفه در اصفهان بودند ، و خوارزميان از آنجا رفته بودند . پس اصفهان را تسخير كردند . كوكجه به بغداد رسول فرستاد ، و اظهار طاعت كرد ، و خواست كه رى و ساوه و قم و كاشان از آن او باشد ، و اصفهان و همدان و زنجان و قزوين از آن خليفه . اين خواهش قبول افتاد ، و براى او فرمان صادر شد و كارش بالا گرفت . در اين احوال ، ابو الهيجاء السمين ، از اكابر امراى بنى ايوب ، به بغداد آمد . بيت المقدس و اعمال آن در اقطاع او بود . چون الملك العزيز ، و الملك العادل دمشق را از
هامش
[ ( 1 ) ] ابنايخ . [ ( 2 ) ] كركجه .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 821 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى