تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 800

مساهمون:

ص٨٠٠
مسعود بلال و امير ترشك آهنگ واسط نمودند ، تا آنجا را غارت كنند . مقتفى ، وزير عون الدين بن هبيره را با سپاهى بفرستاد ، و منهزمشان نمود . پس از اين پيروزى ، مقتفى او را سلطان العراق ملك الجيوش لقب داد . اما ملك الب ارسلان بن طغرل را بقش كون‌خر به ديار خود برد . ملك محمد كس فرستاد ، تا او را نزد خود بياورد ، ولى در ماه رمضان همان سال بقش كون‌خر بمرد ، و ارسلان با پسر او و حسن جاندار [ 1 ] بماند . آن دو ارسلان را به بلاد جبال فرستادند ، سپس او را نزد ايلدگز [ 2 ] شوهر مادرش بردند . او برادر مادرى جهان پهلوان و قزل‌ارسلان بود . طغرل كه او را خوارزمشاه كشت ، و آخرين پادشاهان سلجوقى بود پسر الب ارسلان بود . مقتفى در سال 550 به دقوقا لشكر برد و آنجا را چند روز محاصره كرد و چون خبر شنيد كه سپاه موصل براى راندن او از دقوقا بسيج شده است ، از آنجا بازگرديد .

استيلاى شمله بر خوزستان

گفتيم كه شمله از تركمانان بود و نامش ايدغدى . او از اصحاب خاص‌بك تركمانى بود . آن روز كه ملك محمد خاص‌بك را كشت - در حالى كه شمله او را از رفتن به نزد ملك محمد بر حذر مىداشت ، ولى او نپذيرفت - شمله خود را از مهلكه برهانيد ، و جماعتى گرد آورد و آهنگ خوزستان نمود . فرمانرواى خوزستان در اين ايام ملكشاه ، پسر سلطان محمود بود . مقتفى براى گوشمال او سپاه فرستاد ، دو سپاه در ماه رجب مصاف دادند . سپاه خليفه منهزم گرديد ، و چند تن از وجوه و سرداران به اسارت افتادند . شمله بعدا اسيران را آزاد كرد و نزد خليفه رفت ، و پوزش خواست . خليفه عذرش بپذيرفت . پس شمله به خوزستان رفت و آنجا را از دست ملكشاه ، پسر سلطان محمود بستد .

اشارتى به پاره‌اى از اخبار سلطان سنجر در خراسان و آغاز دولت خاندان خوارزمشاه

سلطان سنجر يكى از فرزندان سلطان ملكشاه است . چون بركيارق پسر ملكشاه در سال 490 خراسان [ 3 ] را از دست عم خود ، ارسلان ارغون بستد - و ما جداگانه به طور مفصل در اين باب سخن خواهيم گفت - برادرش سنجر را به امارت خراسان فرستاد ، و خوارزم را به حبشى [ 4 ] بن التونثاق [ 5 ] داد ، سپس محمد بن انوشتگين را بر خوارزم حكومت داد .
هامش
[ ( 1 ) ] خازنداد . [ ( 2 ) ] الركن . [ ( 3 ) ] خوزستان . [ ( 4 ) ] داود حيشى . [ ( 5 ) ] اليوساق .