تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 803

مساهمون:

ص٨٠٣
لامر اللّه اجابت ننمود ، بلكه با عم او سليمان بيعت شد و به نام او در بغداد خطبه خواندند - ما در اين باب سخن گفتيم - سلطان محمد با سپاه خود از همدان به سوى عراق راند . در ماه ذى الحجهء سال 551 به عراق آمد . سپاه موصل نيز از سوى قطب الدين و نايب او زين الدين به يارىاش شتافت . مردم بغداد مضطرب شدند . مقتفى خطلبرس [ 1 ] ، صاحب واسط را فراخواند . او با سپاه خود بيامد . مهلهل حله را در تصرف آورد ، و عون الدين هبيره به بررسى باروى شهر و جمع آورى كشتىها پرداخت ، و همه را در زير تاج [ 2 ] گرد آورد و پل را ببريد . مردم از جانب غربى كوچ كردند ، و اموال خود را به حريم دار الخلافه نقل نمودند . مقتفى ميان سپاهيان خود و عامه سلاح قسمت كرد . چند روز نبرد ادامه داشت . براى سلطان بر روى دجله پلى كشيدند ، و او به جانب شرقى رفت ، تا جنگ در هر دو جانب باشد . كم‌كم آذوقه سپاهيان به پايان رسيد . محاصرهء مردم بغداد به سبب بريدن آذوقه ، و منع آمد و شد چار پايان باركش به سپاه موصل ، شدت يافت . نور الدين محمود بن زنگى كه برادر بزرگ قطب الدين بود ، نزد زين الدين كس فرستاد و او را ملامت كرد كه چرا به جنگ با خليفه اقدام كرده است . آنگاه به سلطان محمد خبر رسيد كه برادرش ملكشاه و ايلدگز صاحب بلاد اران و ارسلان بن ملك طغرل بن محمد ، به همدان روى نموده ، و آنجا را در تصرف آورده‌اند . سلطان محمد در اواخر ربيع الاول سال 552 ، از بغداد حركت كرده به همدان رفت ، و زين الدين كوچك به موصل بازگشت . چون سلطان محمد آهنگ همدان كرد ، ملكشاه و ايلدگز و يارانشان عازم رى شدند . شحنهء رى اينانج [ 3 ] ، به مقابله برخاست و منهزمشان ساخت . سلطان ، امير سقمس [ 4 ] ، پسر قيماز را به يارى اينانج فرستاد . سقمس به رى رفت و با آن دو كه از رى بازگشته ، و اينك به بغداد مىآمدند رو به رو گرديد ، ولى از آنان شكست خورد . سلطان از پى آن دو به خوزستان راند ، چون به حلوان رسيد ، خبر آوردند كه ايلدگز در دينور است . اينانج رسول فرستاد كه بر همدان مستولى شده ، و بار ديگر خطبه به نام او مىخوانند . پس جمعيت ملكشاه و ايلدگز پراكنده گرديدند . شمله صاحب خوزستان نيز از آنان ببريد . آنان گريزان به ديار خود رفتند ، و سلطان محمد هم به همدان رفت .

جنگهاى المقتفى لامر اللّه با مردم نواحى

ميان سنقر همدانى ، صاحب لحف [ و ارغش المسترشدى جنگى سخت روى داد ] كه در نتيجهء آن سواد بغداد و طريق خراسان به غارت رفت . خليفه خود در ماه جمادى الاولاى
هامش
[ ( 1 ) ] فضلوبواش . [ ( 2 ) ] ناحى . [ ( 3 ) ] آبنايخ . [ ( 4 ) ] سقمان .