هزار سوار بفرستاد . اينان با جماعتى از ياران ايلغازى و خليفه به سوى او رفتند . ينال پيش از رسيدن اينان به سوى آذربايجان در حركت آمد ، تا به سلطان محمد پيوندد .
ايلغازى و سپاهيان ديگر بازگشتند .
نبرد پنجم ميان سلطان محمد و بركيارق
گنجه و بلاد اران [ 1 ] در تصرف سلطان محمد بود و سپاهيانش با امير غزغلى [ 2 ] در آنجا بودند . چون محاصرهء او در اصفهان به دراز كشيد ، اينان به يارى او آمدند . امير منصور بن نظام الملك و برادرزادهاش ، محمد بن مؤيد الملك بن نظام الملك نيز با آنان بيامدند .
در اواخر ذى الحجه سال 495 ، به رى رسيدند .
سپاه بركيارق از او جدا گرديده بود ، و محمد نيز از اصفهان خارج شده بود . اينان برفتند ، تا محمد را در همدان يافتند . ينال و على پسران انوشتكين نيز همراه او بودند . شمارشان به شش هزار رسيد . ينال و برادرش عازم رى شدند . در همدان خبر يافتند كه بركيارق با سپاهى به سوى همدان مىآيد . اين بود كه محمد به بلاد شروان رفت . چون به اردبيل رسيد ، مودود بن اسماعيل بن ياقوتى ، كه امارت بيلقان از ناحيهء آذربايجان را داشت ، كس فرستاد و او را به بيلقان آورد . پدر مودود و اسماعيل ، دايى بركيارق بود ، كه چون در همان آغاز بر او عاصى شده بود بركيارق به قتلش آورده بود . اينك پسرش مودود قصد خونخواهى او را داشت . از ديگر سو خواهر مودود زوجهء محمد بود .
محمد به بيلقان آمد و به محض ورودش ( در اواسط ربيع الاول سال 496 ، ) مودود بمرد ، و همهء سپاه او در اطاعت سلطان محمد درآمدند . سكمان [ 3 ] القطبى صاحب خلاط ، و محمد بن باغى [ 4 ] سيان كه پدرش صاحب انطاكيه بود ، و قزلارسلان [ 5 ] بن السبع الاحمر نيز در ميان آنان بودند . چون خبر اين اجتماع به بركيارق رسيد ، به شتاب خود در افزود ، و به آذربايجان رفت . بر در خوى ، از بلاد آذربايجان ، از مغرب تا وقت نماز عشا جنگيدند . ناگاه اياز ، از اصحاب بركيارق بر سپاه محمد زد . محمد منهزم گرديد ، و همراه با سكمان القطبى به خلاط گريخت . امير على ، صاحب ارزن الروم به او پيوست ، و سپس خود را به آنى افكند . منوچهر به فضلون الروادى عامل آنجا بود . آنگاه روانهء تبريز شد .
امير محمد بن مؤيد [ 6 ] الملك بن نظام الملك ، كه در اين واقعه با سلطان محمد بود ، به ديار بكر رفت ، و از آنجا روانهء بغداد گرديد . در حيات پدرش او مقيم بغداد ، در همسايگى مدرسهء نظاميه بود و همواره همسايگان از او به پدرش شكايت مىكردند .
هامش
[ ( 1 ) ] ارزن .
[ ( 2 ) ] عزعلى .
[ ( 3 ) ] سقمان .
[ ( 4 ) ] غاغيسا .
[ ( 5 ) ] الب ارسلان .
[ ( 6 ) ] يزيد الملك .