تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 756

مساهمون:

ص٧٥٦
سيف الدوله صدقه از پى او براند . قيصرى عاقبت امان خواست ، و نزد سيف الدوله بازگرديد . سيف الدوله نيز او را اكرام كرد ، و در واسط به نام سلطان محمد خطبه خواند ، و بعد از او نام سيف الدوله و ايلغازى را در خطبه آورد . آن دو پسران خود را به نيابت از سوى خويش در واسط نهادند . ايلغازى به بغداد رفت و سيف الدوله به حله . سيف الدوله پسر خود منصور را نزد المستظهر فرستاد ، تا اگر در اين حادثه مرتكب سوء ادبى شده است از او خشنود گردد المستظهر نيز خواسته او را اجابت كرد .

استيلاى ينال بر رى به دعوت سلطان محمد و حركت او به عراق

در رى به نام سلطان بركيارق [ 1 ] خطبه مىخواندند . چون سلطان محمد از محاصره اصفهان خود را بيرون افكند ، ينال بن انوشتكين الحسامى را به رى فرستاد ، تا در آنجا به نام او خطبه بخواند . ينال همراه برادر خود على به رى آمد ، و بر مردم ستم بسيار كرد . سلطان بركيارق ، امير برسق بن برسق را با سپاهى به رى فرستاد . در نيمهء ماه ربيع الاول سال 496 ، پس از نبردى ، ينال و برادرش ، از رى بگريختند . على به قزوين رفت ، و ينال به جبال تا از آنجا به بغداد رود . او و يارانش پس از رنج فراوان و از دست دادن بسيارى از افراد خود به بغداد رسيدند . تنها هفتصد تن با او مانده بود . خليفه او را گرامى داشت . سپس او و ايلغازى و سقمان ، پسران ارتق ، بر سر گور ابو حنيفه رفتند و سوگند خوردند ، كه همچنان در طاعت محمد باشند . آنگاه نزد سيف الدوله صدقه رفتند ، و او را نيز بدين تصميم سوگند دادند . ينال در بغداد در طاعت سلطان محمد استقرار يافت ، و خواهر ايلغازى را كه پيش از اين زوجهء تاج الدوله تتش بود ، به زنى گرفت . آنگاه دست ستم بگشود و عمال را مصادره كرد ، و يارانش به زدن و كشتن عامهء مردم پرداختند . المستظهر ، قاضى القضاة ابو الحسن الدامغانى را نزد او فرستاد ، و اعمالش را تقبيح كرد ، و او را از آن اعمال منع فرمود . ولى او همچنان به كردارهاى ناپسند خود ادامه مىداد . المستظهر نزد سيف الدوله صدقه كس فرستاد ، و از او خواست ينال را از ستمى كه بر مردم روا مىدارد بازدارد . سيف الدوله صدقه در ماه شوال سال 496 ، به بغداد آمد ، و در منجمى خيمه‌هاى خود را بر پاى كرد ، و ينال را فرا خواند تا مالى بستاند و از عراق بيرون رود ، و خود به حله رفت . ينال در آغاز ماه ذى القعده به اوانا رفت و در آنجا نيز از غارت و ستم كارهايى كرد كه از آنچه در بغداد كرده بود بسى قبيح‌تر بود . المستظهر با ديگر نزد سيف الدوله صدقه كس فرستاد و از او يارى خواست . سيف الدوله
هامش
[ ( 1 ) ] برقيارق .