تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
ولادت او نيز در موصل بود . نخست به خدمت بركة [ 1 ] بن المقلد [ 2 ] درآمد ، و از سوى او نزد پادشاه روم به سفارت رفت . پس در حلب به وزارت معز الدولة ابو ثمال بن [ 3 ] صالح منصوب گرديد . آنگاه به ملطيه رفت ، و از آنجا رهسپار ديار بكر شد ، و به وزارت ابن مروان درآمد . پس از او وزارت پسرش را به عهده گرفت . سپس به بغداد رفت ، و چنان كه گفتيم خليفه او را به وزارت خويش برگزيد ، تا در سال 483 ، كه رخت به ديار ديگر كشيد .

وزراى دولت المقتدى

خليفه در سال 476 ، عميد الدوله را از وزارت عزل كرد ، و ابو الفتح المظفر ، پسر رييس الرؤسا را به جاى او معين فرمود . سپس ابو شجاع محمد بن الحسين را وزارت داد و او تا سال 476 ، عميد الدوله را از وزارت عزل كرد ، و ابو الفتح المظفر ، پسر رئيس الرؤسا را به جاى او معين فرمود . سپس ابو شجاع محمد بن الحسين را وزارت داد و او تا سال 484 ، در آن مقام ببود . سبب عزل ابو شجاع آن بود . كه او متعرض مردى يهوديى به نام ابو سعد بن سمحا گرديد . ابو سعد ، وكيل سلطان ملكشاه و نظام الملك در بغداد بود . چون گوهر آيين ، شحنهء بغداد براى ديدار شاه به اصفهان رفت ، يهودى نيز در ركاب او بود . مقتدى از اين امر آگاه شد ، و توقيعى صادر كرد كه اهل ذمه را به دوختن غيار بر جامه ملزم مىساخت . بدين سبب بعضى از ايشان مسلمان شدند ، و بعضى بگريختند . از كسانى كه اسلام آوردند ، ابو سعد علاء بن الحسن بن وهب بن موصلاياى كاتب و خويشاوندان او بودند . چون گوهر آيين و ابو سعد از اصفهان بيامدند ، دشمنى و سعايت با وزير را آغاز كردند . سلطان ملكشاه و نظام الملك به خليفه نوشتند كه عزلش كند . او نيز چنان كرد ، و فرمود تا در خانهء خود بماند ، و به جاى او ابو سعد بن موصلاى كاتب وزارت يافت . آنگاه مقتدى نيز سلطان كس فرستاد ، و از او خواست اجازت دهد كه عميد الدولة بن جهيز وزارت يابد . سلطان و نظام الملك اجازت فرمودند ، و در سال 484 ، او را وزارت داد . نظام الملك خود سوار شد و به خانهء او رفت و به وزارت تهنيتش گفت . ابو شجاع در سال 488 ، درگذشت .

استيلاى سلطان بر حلب

پيش از اين از استيلاى سلطان الب ارسلان بر حلب و خطبه خواندن صاحب حلب محمود بن صالح بن مرداس بر منابر حلب به نام او ، در سلا 463 ، سخن گفتيم . محمود بن صالح بن مرداس ، بعد از اين به اطاعت علويان مصر درآمد . پس دولت بنى مرداس
هامش
[ ( 1 ) ] برلة . [ ( 2 ) ] مقله . [ ( 3 ) ] ابى هال .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 736 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى