و از آنجا به صور رفت . سپس او را دستگير كرده به مصر بردند ، و به زندان كردند و در زندان بمرد .
در اين احوال مصامده ، كه در دمشق بودند ، مجتمع شدند ، و انتصار بن يحيى المصمودى را بر خود امير كردند ، و او را زين الدين لقب دادند . سپس بر سر امارت او ميانشان اختلاف افتاد ، و فتنه و آشوب برخاست . ارزاق مردم كم شد و گران گرديد . چون اتسز ، اوضاع را آشفته يافت بازگرديد . انتصار امان خواست و تسليم گرديد . اتسز در عوض دمشق دژ بانياس و شهر يافا را ، از ساحل دريا به او داد . اتسز در ماه ذو القعده سال 468 ، به نام المقتدى عباسى خطبه خواند .
چون اتسز بر سراسر شام مستولى شد ، فرمان داد كه حى على خير العمل را از اذان حذف كنند .
اتسز در سال 469 ، عازم مصر شد ، و آنجا را در محاصره گرفت و نزديك بود كه شهر را بگشايد ، ولى بىهيچ جنگى منهزم شد و به دمشق بازگشت . در اين ايام بيشتر ايام بلاد شام سر از طاعت او بيرون برده بودند ، جز دمشق . از اين رو از مردم دمشق به سبب نگهدارى از بازماندگان و اموالش سپاس گفت و خراج يك ساله را از آنان برداشت .
اتسر خبر يافت كه مردم قدس بر ياران او بشوريدهاند ، و آنان را در محراب داود ( ع ) محاصره كردهاند . پس به قدس لشكر برد و با آنان نبرد كرد و شهر را به جنگ بگشود و مردم را در هر جاى كه بودند - جز آنان كه در كنار صخره بودند - بكشت .
در سال 470 ، سلطان ملكشاه ، بلاد شام را به برادر خود تاج الدوله تنش اقطاع داد ، و گفت هر جا را بگشايد نيز از آن او خواهد بود . از اين رو تتش ، در سال 471 به حلب لشكر برد و آنجا را محاصره نمود ، و بر مردمش سخت گرفت . آنجا جمع زيادى از تركمانان بودند . صاحب مصر سپاه خود را به سردارى نصر الدوله [ 1 ] ، براى محاصره دمشق فرستاد . اينان شهر را محاصره كردند . اتسز از تتش كه در حلب بود يارى خواست . او نيز با سپاه خود بيامد . سپاهيان مصر از دمشق دور شدند ، و تتش به دمشق رفت . اتسز در كنار با روى شهر به استقبالش رفت . ولى تتش از اين مقدار خشنود نبود فرمود تا او را بگرفتند و بر فور بكشتند . او شهر را در تصرف آورد و حسن سيرت آشكار نمود . اين واقعه به قول ابن الهمدانى در سال 471 ، بود ، ولى حافظ ابو القاسم بن عساكر مىگويد : در سال 472 .
ابن اثير گويد شاميان ، به جاى اتسز ، اقسس [ 2 ] مىنويسند ولى صحيح همان اتسز است كه نامى است تركى .
هامش
[ ( 1 ) ] نصير الدوله .
[ ( 2 ) ] افسلس .