تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 734

مساهمون:

ص٧٣٤

سفارت شيخ ابو اسحاق الشيرازى از جانب خليفه

عميد العراق ابو الفتح بن ابى الليث ، سيرتى ناپسند داشت و بر رعيت ستم مىكرد ، و جانب خليفه المقتدى و حواشى را رعايت نمىنمود . المقتدى ، از شيخ ابو اسحاق الشيرازى خواست تا نزد ملكشاه و نظام الملك وزير رود ، و از عميد العراق شكايت كند . شيخ ابو اسحاق ، با جماعتى از اعيان شافعى ، از جمله امام ابو بكر چاچى و ديگران ، در سال 475 [ 1 ] در حركت آمد . به هر شهر كه مىرسيد مردم براى ديدارش بر يك ديگر سبقت مىگرفتند ، و چون سيل گرداگرد مركبش را مىگرفتند ، و براى تبرك ، دست بر لباس و مركوبش مىكشيدند و در هر جا مناسب مقام شعرها مىخواندند . نتيجه اين سفارت آن شد كه عميد العراق را ، از تصرف در آنچه كه متعلق به حواشى مقام خلافت است بازدارند . در اين سفر ميان او و امام الحرمين ، در حضور نظام الملك مناظره‌اى درگرفت كه ديگران شرح آن را در كتاب‌هاى خود آورده‌اند .

عزل ابن جهير از وزارت و امارت او در ديار بكر

چون عميد الدولة ، پسر فخر الدولة بن جهير به فرمان خليفه المقتدى از وزارت عزل شد ، در همان روز از سوى سلطان ملكشاه و نظام الملك رسولى برسيد ، و خواستار فرزندان جهير گرديد . پس آن دو را اجازت دادند و آنان با همهء اهل بيت ، نزد سلطان روان گرديدند . سلطان با عزت و كرامت تمام آنان را پذيرا شد ، و منشور حكومت ديار بكر را به جاى ابن مروان ، به فخر الدوله ارزانى داشت و او را سپاه و طبل و علم داد . نيز او را اجازت فرمود كه به نام خود خطبه بخواند و درهم و دينار به نام خود سكه زند . فخر الدوله در سال 476 ، عازم ديار بكر گرديد . در سال 477 ، سلطان ملكشاه ، امير ارتق بن اكسب را به يارى او فرستاد . [ ابن مروان از شرف الدوله يارى خواست ، بدان شرط كه آمد را به دو دهد ، اينك هر دو عليه فخر الدوله متحد شده بودند . فخر الدوله در نواحى آمد فرود آمد ] [ 2 ] جماعتى از تركمانان نيز با او بودند . تركمانان براى قتال با شرف الدوله [ 3 ] پيشدستى كردند . اعراب منهزم شدند و تركمانان همهء احياء عرب را تاراج كردند . آنگاه فخر الدوله شرف الدوله را در شهر آمد محاصره نمود . چون شرف الدوله خود را محصور ديد ، نزد امير ارتق كس فرستاد كه مالى بپردازد ، تا از آن جانب كه در محاصره اوست بيرون رود . ارتق او را اجازت داد و او خود
هامش
[ ( 1 ) ] 455 . [ ( 2 ) ] متن از هم گسيخته بود عبارات ميان دو قلاب را از ابن اثير افزوديم . [ ( 3 ) ] مشرف الدوله .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 734 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى