تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 735

مساهمون:

ص٧٣٥
را برهانيد . ابن جهير به ميافارقين رفت . از امراى امير بهاء الدوله ، منصور بن مزيد و پسرش سيف الدوله صدقه با او بودند . بهاء الدوله امير حله و نيل و جامعين بود . پس از فخر الدوله جدا شدند . آنان به عراق رفتند ، و فخر الدوله به خلاط . چون خبر انهزام شرف الدوله و محصور شدن او در آمد به سلطان ملكشاه رسيد ، عميد الدولة بن جهير را با سپاه خود به موصل فرستاد . نيز آقسنقر قسيم الدوله ، نياى نور الدين العادل را با او همراه نمود ، و به امراى تركمان نامه نوشت كه در فرمان او آيند . اين سپاه به موصل رفت و آنجا را بگرفت . سلطان ملكشاه خود به بلاد شرف الدوله رفت ، تا آنجا را به تصرف درآورد ، و اين امر مقارن رهايى شرف الدوله از محاصره آمد بود . مؤيد الملك ، پسر نظام الملك در آن ايام در رحبه بود . با شرف الدوله پيمان‌هاى استوار نهاد ، و او را نزد سلطان حاضر ساخت . شرف الدوله چند اسب رهوار به سلطان تقديم نمود . سلطان از او خشنود گرديد ، و او را بر بلادى كه در دست داشت بگماشت و خود به خراسان بازگشت . ولى فخر الدولة بن جهير همچنان در طلب ديار بكر بود ، تا عاقبت آنجا را در تصرف آورد . او در سال 478 ، پسر خود ، ابو القاسم زعيم الرؤسا را به آمد فرستاد ، و آنجا را در محاصره گرفت ، و مردم شهر را در تنگنا افكند . عاقبت در اثر خيانت يكى از سپاهيان ، شهر را در تصرف آورد . مردم شهر با يك ديگر متفق شدند كه خانه‌هاى مسيحيان را غارت كنند . زيرا اين مسيحيان از عمال ابن مروان بودند و از آنان بر مردم جور فراوان رسيده بود . فخر الدوله ، ميافارقين را در محاصره داشت . سعد الدوله گوهر آيين از سوى ملكشاه با سپاهى به يارى او آمده بود . او نيز به محاصره شهر پرداخت . در يكى از روزها قطعه‌اى از بارو فرو ريخت . مردم شهر بيمناك شدند ، و به نام سلطان ملكشاه بانگ برآوردند . فخر الدوله به شهر درآمد ، و بر آنچه از آن بنى مروان بود ، مستولى گرديد ، و اموالشان را بگرفت ، و همراه با پسر خود ، زعيم الرؤسا نزد سلطان فرستاد . زعيم الرؤسا در سال 478 در اصفهان به سلطان رسيد . فخر الدوله نيز سپاهى به جزيرهء ابن عمر فرستاد . سپاه آنجا را محاصره نمود ، تا مردم خسته و ملول شدند . روزى بر عامل شهر بشوريدند ، و شهر را بگشودند و تسليم كردند . سردار سپاه به شهر درآمد ، و در سال 478 ، آن را به تصرف آورد و دولت بنى مروان در ديار بكر منقرض شد . نخست فخر الدوله بن جهير بر آن بلاد استيلا يافت ، ولى سلطان ملكشاه آن سرزمين را از او بستد . فخر الدولة ابو نصر محمد بن محمد بن جهير به موصل رفت و در سال 483 ، آنجا بمرد .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 735 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى