خلافت المقتدى بامر اللّه
وفات القائم و خلافت المقتدى
در نيمهء ماه شعبان سال 467 ، القائم بامر اللّه ابو جعفر عبد اللّه بن القادر باللّه درگذشت او قصد كرد ، سپس به خواب رفت . رگش باز شده بود ، و خون از تن او رفته بود و قوايش سستى گرفته بود . چون يقين به مرگ كرد ، نوهء خود ابو القاسم ، پسر ذخيرة الدين محمد را به خلافت تعيين كرد . آنگاه وزير خود ابن جهير و نقباء و قضاة و ديگران را بخواند ، و جانشينى او را اعلام كرد ، و گفت تا شهادت دهند كه او فرزند زاده خود ابو القاسم عبد اللّه بن محمد بن القائم بامر اللّه را پس از خود به خلافت مىنشاند . آنگاه در سال چهل و پنجم خلافتش بمرد . المقتدى بر او نماز گزارد . بزرگان ملك با مقتدى بيعت كردند . مؤيد الملك ، پسر نظام الملك و وزير ، فخر الدولة بن جهير و پسرش عميد الدوله و ابو اسحاق الشيرازى و ابو نصر بن الصباغ و نقيب النقباء طراد و نقيب الطاهر المعمر بن محمد و قاضى القضاة ابو عبد اللّه الدامغانى و جز ايشان از اعيان و اماثل در بيعت حاضر بودند . چون از بيعت فراغت يافتند ، نماز عصر را به خليفهء جديد اقتدا كردند . القائم را جز او فرزند پسر نبود ، زيرا ذخيرة الدين ابو العباس محمد در زمان حيات پدر مرده بود ، و همهء اعتماد ، القائم به نوهء خود بود .
چون ذخيرة الدين از دنيا برفت ، شش ماه پس از مرگش ، كنيزش ارجوان پسرى زائيد ، كه سخت موجب شادمانى القائم شد . چون حادثهء بساسيرى پيش آمد ، ابو الغنائم بن المحلبان او را به حران برد و او هنوز چهل سال داشت . چون قائم بار ديگر به خانهاش بازگشت ، آن پسر را نيز بياوردند . هنگامى كه به سن بلوغ رسيد او را وليعهد خود ساخت و چون كار بيعت به پايان آمد ، او را به المقتدى ملقب ساختند . المقتدى به وصيت نياى خويش ، فخر الدولة بن جهير را به وزارت خود برگزيد ، و پسر او عميد الدولة بن فخر الدولة بن جهير را ، در ماه رمضان سال 467 ، براى گرفتن بيعت نزد ملكشاه فرستاد ، و هدايايى كه زبان از او صاف آنها عاجز است ، با او همراه كرد . سعد الدوله گوهر آيين ، در