چه از پدرش داود بر جاى مانده ، به اياز [ 1 ] بن الب ارسلان بدهند . و آن پانصد هزار دينار بود . و فرمود هر كس كه به وصيت او عمل نكند ، با او بجنگند .
ملكشاه ، از بلاد ما وراء النهر بازگشت . به مدت سه روز از نهر بگذشت ، و هفتصد هزار دينار به ارزاق سپاه درافزود . آنگاه به نيشابور فرود آمد . همچنين نزد ملوك اطراف رسولانى فرستاد ، و خواست تا به نام او خطبه خوانند و سر بر خط فرمان نهند . آنان نيز اجابت كردند . برادر خود اياز بن الب ارسلان را به بلخ فرستاد ، و خود به جانب رى در حركت آمد . آنگاه زمام امور را به نظام الملك سپرد و طوس را كه منشاء نظام الملك بود به او داد ، و او را به چند لقب ، از جمله به اتابك ملقب ساخت . معنى اتابك آن اميرى است كه سمت پدرى داشته باشد . نظام الملك با برندگى و كفايت و حسن سيرت راندن كارها را بر عهده گرفت .
او گوهر آيين را به سال 466 ، به بغداد فرستاد ، تا منشور سلطنت ملكشاه را از خليفه بستاند . خليفه براى او مجلسى عظيم ترتيب داد ، و گوهر آيين را به مجلس درآورد .
وليعهد خليفه ، المقتدى بامر اللّه بالاى سرش ايستاده بود . آنگاه منشور امارت سلطان ملكشاه را به سعد الدولة گوهر آيين داد . و وزير قسمتى از آغاز آن را در آن مجلس قرائت كرد ، و خليفه به دست خود براى سلطان لوايى بست ، و تقديمش نمود .
هامش
[ ( 1 ) ] اياس .