تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣
خواند ، و جانب ديگر عقد را خليفه خود به عهده گرفت . نقيب النقبا ، ابو على بن ابى تمام و عدنان بن الشريف الرضى ، نقيب علويان و اقضى القضاة ابو الحسن الماوردى و ديگران نيز در عقد حضور داشتند .

شورش ابو الغنائم در واسط

رئيس الرؤسا ، ابو الغنائم بن محلبان [ 1 ] را به نظارت در امور واسط و اعمال آن فرستاد . ابو الغنائم بپذيرفت ، و به واسط روان شد . جماعتى از اعيان شهر نزد او شدند ، و از ساكنان بطايح نيز مدد گرفتند ، و برگرد واسط خندق كندند . آنگاه به نام المستنصر العلوى ، صاحب مصر خطبه خواندند . ابو نصر عميد العراق به جنگ او نامزد شد . در اين نبرد ابو نصر ، ابو الغنائم را منهزم ساخت و چند تن از اصحابش را اسير كرد ، و به پاى بارو رسيد و شهر را محاصره نمود ، تا تسليم شد . ابو الغنائم با وزير ابن فسانجس ، بگريختند ، و عميد العراق پس از آنكه منصور بن الحسين را بر واسط امارت داد ، به بغداد بازگشت . ابن فسانجس به واسط بازگشت ، و بار ديگر خطبه به نام المستنصر العلوى خواند ، و هر كس از غزها را كه در آنجا بيافت ، بكشت . منصور بن الحسين خود به مذار رفت و به بغداد كس فرستاد ، و مدد طلبيد . عميد العراق و رئيس الرؤسا نوشتند كه بار ديگر واسط را محاصره كند . ابن فسانجس با منصور بن الحسين به نبرد پرداخت ، ولى از او شكست خورد . منصور بن الحسين حلقهء محاصره را تنگ‌تر كرد . جماعتى از مردم واسط از او امان خواستند . او شهر را بگرفت . فسانجس بگريخت . از پى او رفتند و بگرفتندش . در ماه صفر سال 446 ، او را به بغداد داخل كردند ، و پس از آنكه تشهيرش نمودند ، به قتلش آوردند .

نبرد ميان بساسيرى و قتلمش

در آخر ماه شوال سال 448 ، قتلمش ، كه پسر عم سلطان طغرل و جد خاندان قليج ارسلان ملوك بلاد روم بود ، به جنگ بساسيرى روان شد . قريش بن بدران ، صاحب موصل با قتلمش بود ، و دبيس بن مزيد با بساسيرى . قتلمش و قريش بن بدران سخت شكست خوردند ، و بساسيرى همه را به موصل برد . در آنجا به نام المستنصر العلوى صاحب مصر خطبه خواندند . المستنصر براى همه خلعت فرستاد . از جمله خلعت‌گيرندگان ، جابر بن ناشب و ابو الحسن بن عبد الرحيم [ 2 ] و ابو الفتح بن ورام [ 3 ] و نصير [ 4 ] بن عمر و محمد بن حماد بودند .
هامش
[ ( 1 ) ] مجلبان . [ ( 2 ) ] ابو الحسن و عبد الرحيم . [ ( 3 ) ] ورائر . [ ( 4 ) ] نصر .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 713 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى