او و طغرل طرح دوستى افكند . خليفه نيز فرمان داد كه تركانى كه خارج شهر بغداد هستند ، خيمههاى خود فرود آورند ، و آنان را در حريم خلافت بر پاى دارند ، و همه در برابر طغرل سر فرمان بر زمين نهند . همه اين اشارت را پذيرفتند و فرمانبردارى خويش به عرض طغرل رسانيدند . او نيز وعدههاى نيكو داد .
خليفه فرمان داد كه در منابر بغداد به نام طغرل خطبه بخوانند . در آخر رمضان سال 447 ، به نام او خطبه خواندند . طغرل اجازت ديدار خواست . رئيس الرؤسا با موكبى از اعيان دولت و قضاة و فقهاء و اشراف و اعيان ديلم به پيشباز او رفت . طغرلبك ، وزير خود ابو نصر الكندرى را بفرستاد . او رئيس الرؤسا را ديدار كرد ، و با او نزد سلطان رفتند . رئيس الرؤسا مراتب وفادارى خليفه و الملك الرحيم و سرداران سپاه را به عرض او رسانيد ، و سوگندان خورد .
طغرل به بغداد درآمد ، و پنج روز از ماه رمضان مانده ، به باب الشماسيه نزول كرد .
در آنجا قريش بن بدران ، كه پيش از اين اظهار طاعت كرده بود ، به ديدار او آمد .
دستگيرى الملك الرحيم و انقراض دولت آل بويه
چون طغرل به بغداد آمد ، و سپاهيانش براى برخى نيازهاى خود به شهر درآمدند ، ميان آنان و برخى از مردم نزاعى درگرفت . مردم فرياد برآوردند و ديگران را به يارى فراخواندند ، و غزها را سنگباران نمودند . مردم پنداشتند كه الملك الرحيم قصد قتال با طغرل را دارد ، اين بود كه از هر سو بر غزها حمله آوردند . بجز ساكنان محلهء كرخ ، كه اينان متعرض تركان نشدند ، بلكه كوشيدند ، تا از آسيب مردم در امانشان دارند . عميد الملك وزير طغرل ، نزد عدنان ، فرزند سيد رضى كه نقيب علويان بود ، و در محله كرخ مىنشست كس فرستاد ، و از او سپاسگزارى كرد .
اعيان ديلم و اصحاب الملك الرحيم به سراى خليفه آمدند ، تا از خود دفع تهمت كنند . ياران طغرل هم سوار شدند ، تا با مردم بجنگند . آنان مردم را فرارى دادند ، و خلق كثيرى از ايشان را كشتند ، و ديگر محلهها را غارت كردند . همچنين خانههاى رئيس - الرؤسا و ياران او را تاراج كردند . محله رصافه را نيز به باد تاراج دادند . مردم براى در امان ماندن اموالشان ، همه را به سراىهاى خلفا برده بودند ، ولى غزها آن سراها را نيز غارت نمودند . بسيارى اموال و جانها تلف شد ، و وحشتى عظيم مردم را فراگرفت .
طغرل نزد خليفه كس فرستاد ، و او را مورد عتاب قرار داد ، و با آنكه الملك الرحيم و ديلم را گناهى نبود ، آن فتنه را به آنان نسبت داد .
خليفه ، الملك الرحيم و سران ديلم را فرمود كه خود نزد طغرل روند ، و پوزش خواهند .
رسول خدا را نيز با آنان همراه نمود . چون به خيمههاى غزها رسيدند ، غزها آنان و حتى