خروج از بغداد نمود . در اين احوال وزير از نهانگاه خويش آشكار گرديد ، و قسمتى از مواجب و ارزاق آنان را با وجهى كه فراهم ساخته بود ، بداد ، ولى تركان همچنان سرگرم آشوب و تاراج خود بودند . اعراب نواحى نيز به آنان پيوستند ، و سراسر آن بلاد پاك ويران گرديد ، و مردم به هر سو پراكنده شدند .
اصحاب قريش بن بدران نيز از موصل سرازير شدند و بردان [ 1 ] را تاراج كردند . آنجا مساكن كامل بن محمد بن مسيب بود . از جمله همهء ستوران بساسيرى را به غارت بردند .
به راستى كه اساس خلافت به كلى روى در ويرانى نهاده بود .
استيلاى طغرلبك بر آذربايجان و ارمينيه و موصل
طغرلبك در سال 446 [ 2 ] ، به آذربايجان رفت . فرمانرواى تبريز [ 3 ] ابو منصور وهسودان [ 4 ] بن محمد الروادى ، سر به اطاعت فرود آورد ، و به نام او خطبه خواند و فرزند خود را به گروگان نزد او نهاد . همچنين امير ابو الاسوار ، صاحب جنزه [ 5 ] ( گنجه ) نيز سر به فرمان آورد . ديگر نواحى هم مطيع فرمان او گرديدند . طغرل از همه گروگان گرفت ، و به ارمينيه روان گرديد و ملازگرد را محاصره كرد . مردم به دفاع از شهر خود برخاستند . طغرل همهء بلادى را كه در آن حوالى بود ، ويران نمود . نصر الدولة بن مروان ، صاحب ديار بكر براى او هدايا فرستاد ، و خود پيش از اين به خدمت او در آمده بود . آنگاه سلطان طغرلبك به غز و بلاد روم رفت . او سرزمين روم را همچنان در زير پى بسپرد ، تا به ارزن [ 6 ] الروم رسيد . از آنجا به آذربايجان بازگشت ، سپس به رى رفت . قريش بن بدران ، صاحب موصل در تمام قلمرو خود به نام او خطبه خواند . آنگاه طغرل به انبار لشكر كشيد . آنجا را بگشود و هر چه از آن بساسيرى و ديگران بود ، به غارت برد . بساسيرى خشمگين شد و سپاهى گرد آورده به انبار رفت ، و آنجا را از دست طغرلبك بستد .
اختلاف ميان بساسيرى و خليفه
ابو الغنائم و ابو سعد ، پسران محلبان [ 7 ] ، از اصحاب قريش بن بدران بودند . ابن بدران آن دو را بىخبر و در نهان از بساسيرى ، نزد القائم بامر اللّه فرستاده بود . چون بساسيرى خبر يافت ، به سبب اعمالى كه آنان در انبار مرتكب شده بودند ، به هم برآمد ، و با القائم بامر اللّه ، و رئيس الرؤسا دل بد كرد ، و فرمان داد تا مشاهرهء خليفه و رئيس الرؤسا و
هامش
[ ( 1 ) ] بدران .
[ ( 2 ) ] 444 .
[ ( 3 ) ] قبرير .
[ ( 4 ) ] و شهودان .
[ ( 5 ) ] جنده .
[ ( 6 ) ] اردن .
[ ( 7 ) ] مجلبان .