استيلاى الملك الرحيم بر بصره
در سال 444 ، الملك الرحيم سپاه خود را به بصره فرستاد . سردار اين سپاه وزير او بساسيرى بود . برادر خود ابو على را در بصره محاصره نمود . ابو على با سپاهيان خود كه در كشتى مىجنگيدند ، به مقابلهء خصم برخاست ، ولى شكست خورد ، و سپاه الملك الرحيم بر دجله و ديگر نهرها مستولى گرديد . آنگاه سپاهى از راه خشكى فرستاد . قبايل ربيعه و مضر از او امان خواستند . او همه را امان داد و بصره را در تصرف آورد .
چون بصره را گرفت از سوى ديلميانى كه در خوزستان بودند رسولانى برسيدند ، و همه اظهار فرمانبردارى نمودند .
ابو على به شط عثمان [ 1 ] گريخت ، و بدانجا پناهنده شد . الملك الرحيم به جانب شط عثمان راند . ابو على به عبادان رفت ، و از آنجا به ارجان شد . سپس در اصفهان به سلطان طغرلبك پيوست . طغرل او را گرامى داشت ، و دخترى از نزديكان خود را به او داد ، و از اعمال جرباذقان ( گلپايگان ) به دو اقطاع داد . الملك الرحيم ، وزير خود بساسيرى را امارت بصره داد ، و خود به اهواز رفت و رسولان را نزد منصور بن الحسين و هزار اسب فرستاد كه ارجان و تستر ( شوشتر ) را تسليم او كنند . آنان نيز چنان كردند . سركردهء مردم ارجان ، فولاد پسر خسرو ، از ديلميان بود . او به اطاعت الملك الرحيم درآمد . اين واقعه در سال 445 اتفاق افتاد .
عصيان ابن ابى الشوك ، سپس به فرمان آمدن او
سعدى بن ابى الشوك ، بدان هنگام كه سلطان طغرلبك در نواحى رى بود ، به فرمان او درآمد ، و به خدمت او رفت . سلطان طغرل در سال 444 ، او را با سپاهى به نواحى عراق فرستاد ، و او تا نعمانيه پيش آمد ، و كشتار و تاراج بسيار كرد .
[ اين خبر به دايى او خالد بن عمر رسيد . او بر زير و مطر ، پسران على بن مقن [ 2 ] ، از بنى عقيل فرود آمده بود . پسر خود را با پسران زرير و مطر نزد او فرستاد و از معاملهاى كه عم او مهلهل ، و قريش بن بدران با آنان كرده بودند ، به دو شكايت برد ] [ 3 ] . ابن ابى الشوك وعده داد كه به يارى آنان خواهد آمد . در راه كه باز مىگشتند ، با چند تن از ياران مهلهل رو به رو شدند . ميانشان كشمكش درگرفت ولى عقيليان بر آنان پيروز شدند ، و اسيرشان كردند . خبر به مهلهل رسيد . با جماعتى از ياران خود از پى آنان بتاخت و در ناحيه تل عكبرا بر آنان دستبردى جانانه زد . اينان نزد سعدى بن ابى الشوك رفتند ، و از
هامش
[ ( 1 ) ] عمان .
[ ( 2 ) ] ملد .
[ ( 3 ) ] از متن افتاده بود از ابن اثير افزوديم .