بدين امر توجه نكردند ، و همچنان راه اهواز را در پيش گرفتند . در اين نبرد الملك الرحيم شكست خورد و به واسط گريخت . اهواز به غارت رفت . در اين واقعه ، كمال الملك ابو المعالى - بن عبد الرحيم [ 1 ] ، وزير الملك الرحيم ناپديد شد ، و كس از او خبر نيافت .
ابو منصور فولادستون و هزار اسب به شيراز بازگشتند ، تا ابو سعد را چاره كنند . در نزديكى شيراز به او رسيدند . ابو سعد چند بار سپاه ابو منصور را در هم شكست . ابو منصور به يكى از دژهاى فارس پناه برد ، و بار ديگر در اهواز به نام الملك الرحيم خطبه خواندند .
سپاهيانى كه در آنجا مستقر بودند ، الملك الرحيم را به اهواز خواندند .
در غيبت الملك الرحيم ، ميان سنى و شيعه در بغداد فتنه برخاست و دست به كشتار يك ديگر گشودند . القائم بامر اللّه ، نقيب علويان و نقيب عباسيان را فرستاد تا بنگرند ، كه تقصير با كدام طرف بوده است . ولى آن دو به چيزى كه موجب يقين شود ، دست نيافتند .
آشوب روز به روز فزونى گرفت ، چنان كه مشاهد بزرگان اهل بيت به آتش كشيده شد . چون خبر آتش زدن مشاهد به دبيس رسيد ، القائم را متهم ساخت كه راه مداهنه پيش گرفته است ، و در قلمرو خود فرمان داد تا خطبه به نام او را قطع كنند ، ولى چون او را مورد سرزنش قرار دادند ، بپذيرفت ، و فرمود تا خطبه از سرگيرند .
پيمان صلح ميان طغرلبك و القائم بامر اللّه
پيش از اين در باب غز ، و گرفتن آنان خراسان را از آل سبكتكين ، در سال 432 ، و گرفتن طغرلبك اصفهان را از دست پسر كاكويه ، در سال 442 ، سخن گفتيم . پس سلطان طغرلبك ، الب ارسلان پسر برادر خود داود را به فارس فرستاد . او در سال 442 آنجا را بگرفت ، و ديلميانى را كه در آنجا بودند كشتار كرد . از آنجا روانه فسا گرديد ، و به شهر فسا نزول [ 2 ] كرد . [ و پس از كشتار و تاراج بسيار به خراسان بازگشت ] . پس از اين فتوحات ، خليفه براى طغرلبك خلعت و لقب فرستاد ، و او را بر همهء سرزمينهايى كه در تصرف آورده بود امارت داد . طغرل نيز ده هزار دينار و گوهرهاى گرانبها و جامههاى نفيس و انواع طيبها براى خليفه ، و پنج هزار دينار براى حواشى ، و دو هزار دينار براى وزير بفرستاد .
چون عيد سال 443 فرا رسيد ، خليفه فرمود سپاه بغداد با اسب و سلاح و ديگر تجهيزات بيرون آيند ، و قدرت و شوكت خويش به چشم رسولان طغرل كشند .
در سال 444 ، غزها روانه شيراز شدند . امير ابو سعد ، برادر الملك الرحيم در آنجا بود .
او با غزها نبرد كرد ، و منهزمشان ساخت ، و ما در اخبار ايشان خواهيم آورد .
هامش
[ ( 1 ) ] ابو المعالى عبد الرحيم .
[ ( 2 ) ] نسا .