تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢
در ايام وزارت او پاره‌اى رسوم و خراج‌هاى ظالمانه بر مردم بستند . چون ابو على بن ماكولا كشته شد ، جلال الدوله هر چه از سپاه بصره در نزد او بود گرد آورد ، و با ابو كاليجار نبرد كرد . در اين نبرد ابو كاليجار شكست خورد و جلال الدوله بصره را بگرفت . كسانى كه از جنگ گريختند ، به ابله رفتند و به بختيار پيوستند . بختيار بار ديگر آنان را به جنگ گسيل داشت ، ولى اين بار هم از ياران جلال الدوله منهزم شدند . اين بار بختيار خود به تن خويش به جنگ شتافت ، ولى اين بار نيز شكست خورد ، و به قتل آمد و بسيارى از كشتىهايش به دست دشمن افتاد . تركانى كه در سپاه جلال الدوله بودند ، به هنگام رفتن به ابله ، به بصره رفتند و از عامل آن خواستار مال شدند . ولى ميانشان بر سر اقطاعات نزاع درگرفت و پراكنده شدند . صاحب بطيحه به ديار خود بازگشت ، و ديگران از ابو الفرج فسانجس ، وزير ابو كاليجار امان خواستند و به دو پيوستند . در جمادى الاول سال 424 ، سپاهيان جلال الدوله به سردارى پسرش الملك العزيز به بصره داخل شدند . سبب آن بود كه چون بختيار بمرد ، دايى پسرش موسوم به ظهير الدين [ 1 ] ابو القاسم در طاعت ابو كاليجار همچنان در بصره بماند . چندى بعد ميان آن دو سعايت كردند ، و ظهير الدين ابو القاسم پيمان مودت بشكست و به جلال الدوله اظهار فرمانبردارى نمود و به نام او خطبه خواند و نزد پسر ابو كاليجار كه در واسط بود كس فرستاد و خواست كه بيايد و سپاه ابو كاليجار را از بصره براند . او نيز چنان كرد . ظهير الدين ابو القاسم تا سال 425 ، همچنان در بصره فرمان مىراند . چندى بعد ديلميانى كه در بصره بودند الملك العزيز را عليه او برانگيختند . چون ابو القاسم اوضاع را بر وفق مراد خود نيافت ، به ابله رفت و در آنجا پناه گرفت ، و پس از چند روز كه ميانشان نبرد بود توانست الملك العزيز را از بصره براند . الملك العزيز به واسط رفت و ابو القاسم در طاعت ابو كاليجار درآمد .
هامش
[ ( 1 ) ] صهره .