تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
المغربى كه در سرمن‌رأى ، نزد قرواش بود ، رسيد . زبان به طعن و سرزنش خليفه گشود . خليفه نزد قرواش كس فرستاد كه او را از خود براند . او نيز چنان كرد . مغربى به ديار بكر نزد ابن مروان رفت .

وفات مشرف الدوله و پادشاهى برادرش جلال الدوله

در ماه ربيع الثانى سال 416 ، مشرف الدوله ابو على ، پسر بهاء الدوله وفات كرد . پنج سال از پادشاهىاش گذشته بود . برادرش ابو طاهر جلال الدوله صاحب بصره در عراق جاى او را بگرفت ، و در بغداد به نام او خطبه خواندند . و خواستند تا به بغداد رود . او تا واسط بيامد ، ولى بار ديگر به بصره بازگشت و خطبهء به نام او را قطع كردند ، و به نام پسر برادرش ، ابو كاليجار بن سلطان الدوله ، كه در خوزستان بود و با عم خود ابو الفوارس صاحب كرمان ، در نبرد بود ، خطبه خواندند . چون جلال الدوله اين خبر بشنيد ، همراه با وزير خود ابو سعد بن ماكولا راهى بغداد شد . ولى سپاهيانى كه در بغداد بودند راه بر او گرفتند ، و به وضعى ناپسند او را بازگردانيدند ، و خزائنش را به غارت بردند . او نيز به بصره بازگشت . طرفداران ابو كاليجار او را برانگيختند كه به بغداد بازگردد ، ولى او به سبب آنكه مشغول نبرد با عمش ابو الفوارس بود . نرفت و در اين جنگ كرمان را بگرفت و عمش به كوهستان پناه برد ، و پس از گفتگوها و آمد و شدها چنان نهادند كه كرمان در دست ابو الفوارس باقى بماند ، و فارس از آن ابو كاليجار باشد .

آمدن جلال الدولة به بغداد

چون تركان اوضاع را آشفته و دولت را دستخوش فتنهء عامه ديدند ، و تسلط عرب و كرد را بر بغداد احساس كردند و نيز ديدند كه آنان را هيچ سرورى نيست ، تا در زير علم او گرد آيند ، از اينكه جلال الدوله را رانده بودند ، سخت پشيمان شدند . اين بود كه هواى جلال الدوله را در سر پروردند ، و خواستند كه از بصره به بغداد آيد و زمام ملك را در دست گيرد . پس قاضى ابو جعفر السمنانى را به بصره فرستادند ، و بار ديگر همه سران ترك تجديد عهد كردند . در ماه جمادى الآخر سال 418 جلال الدوله به بغداد آمد . خليفه در زورقى نشسته ، به پيشبازش رفت . او در نجمى [ 1 ] فرود آمد . و چون جلال الدوله در بغداد استقرار يافت ، فرمان داد كه در اوقات نماز طبل بزنند . خليفه او را از اين كار منع كرد و او با خشم فرمان قطع آن را صادر كرد . بار ديگر خليفه او را اجازت داد ،
هامش
[ ( 1 ) ] تجيبى .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 689 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى