تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨
پيوست . القادر ، فخر الملك را فرمان داد كه او را از خود براند . او نيز به قرواش امير موصل پيوست و كاتب او شد . سپس به عراق بازگشت و روزگار چنان بازى كرد كه پس از مؤيد - الملك الرخجى بر مسند وزارت تكيه زند . ابو القاسم المغربى مردى خبيث و محتال و حسود بود . مشرف الدوله در سال 414 به بغداد وارد شد ، و قادر با او ديدار كرد و پيش از او در آن روز هيچكس را به خدمت نپذيرفت .

خبر از شورش كردان و آشوب در كوفه

اثير عنبر خادم ، زمام همهء امور دولت مشرف الدوله را در دست داشت . وزير ابو القاسم المغربى نيز ياور او بود . تركان كينهء آن دو را به دل گرفتند . آن دو نزد مشرف الدوله آمدند ، و از او خواستند تا اجازت دهد از بغداد به جاى ديگر روند زيرا كه جانشان در خطر افتاده بود . مشرف الدوله نيز ، كه بر تركان خشم گرفته بود ، با آن دو برفت . همه در سنديه نزد قرواش فرود آمدند . تركان به وحشت افتادند ، و كسانى را فرستادند و پوزش طلبيدند . ابو القاسم المغربى گفت : دخل بغداد چهارصد هزار دينار است ، و خرج ما ششصد هزار . شما صد هزار از جامگى و راتبهء خود بيندازيد . آنان از روى فريب اين پيشنهاد را پذيرفتند . ولى چون از آمدنشان خبر يافت ، بترسيد و پس از ده ماه كه از وزارتش گذشته بود ، بگريخت . در كوفه ميان علويان و عباسيان نيز فتنه برخاست . سبب آن بود كه [ اختلافى ميان مختار ابو على بن عبيد اللّه العلوى ، و الزكى ابو على النهر سابسى ، و ابو الحسن على بن ابى طالب بن عمر ، پديد آمده بود . مختار به عباسيان متكى بود . پس به بغداد آمدند ، و از نهر سابسى شكايت كردند . خليفه القادر باللّه ، به خاطر ابو القاسم المغربى ، كه دوست نهر سابسى بود ، و ابن ابى طالب كه داماد او بود ، قدم پيش نهاد ، و ميانشان آشتى افكند . ] [ 1 ] . آنان بازگشتند . ولى بار ديگر هر گروه از قبيله خفاجه يارى خواستند . خفاجه هم به ياريشان آمد ، و ميان علويان و عباسيان نبرد در گرفت . علويان غلبه يافتند ، و عباسيان به بغداد آمدند و در نماز جمعه از خواندن خطبه ممانعت ورزيدند . عباسيان به هم برآمدند ، و ابن ابى العباس العلوى را در بغداد كشتند . گويند برادرش در كوفه بعضى از عباسيان را كشته بود . القادر باللّه از سيد مرتضى خواست كه ابو الحسن على بن ابى طالب بن عمر را از نقابت كوفه عزل كند ، و آن را به مختار كه دوست عباسيان است واگذاراد . اين خبر به ابو القاسم
هامش
[ ( 1 ) ] گسيختگى مطلب از ابن اثير اصلاح گرديد .