تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
اهواز رسيد ، خبر مرگ برادرش ابو طاهر را آوردند . بهاء الدوله به مجلس عزا نشست . پس به ارجان رفت و آنجا را تصرف نمود ، و اموالى را كه در آنجا بود در ضبط آورد . هزار هزار دينار و هشت هزار هزار درهم بود ، و بسيارى جامه‌ها و گوهرها . سپاهيان كه از آن مال خبر يافتند ، بانگ و خروش كردند . او نيز همهء آن اموال را به آنان بخشيد . آنگاه ابو العلاء بن الفضل را بر مقدمه به نوبندجان فرستاد . سپاه صمصام الدوله در نوبندجان بود . ابو العلاء بن الفضل ، آن سپاه را در هم شكست ، و سپاهيان خود را به همه نواحى فارس روان نمود . صمصام الدوله سپاهى به سردارى فولاد زماندار [ 1 ] ، به جنگ ابو العلاء فرستاد . در اين جنگ ابو العلاء منهزم شد ، و به ارجان بازگشت . صمصام الدوله از شيراز نزد فولاد [ 2 ] آمد . آنگاه چنان طرح صلح افكندند كه بلاد فارس و ارجان از آن صمصام الدوله باشد ، و خوزستان و آن سوى آن از كشور عراق ، از آن بهاء الدوله ، و هر يك از آن دو را در قلمرو ديگرى ، اقطاعى باشد . چون اين پيمان بستند ، و بهاء الدوله به بغداد بازگشت ، ديد ميان شيعه و سنى در بغداد نزاع درگرفته است ، و كشتار و غارت افزون شده است . بهاء الدوله كوشيد ، تا آتش آن فتنه فرو نشاند . پيش از آنكه به خوزستان رود ، وزير خود ابو منصور بن صالحان را دستگير كرده بود . اينك وزارت را به ابو نصر شاپور بن اردشير داده بود ، و همهء تدبيرها در است ابو الحسين بن المعلم بود .
هامش
[ ( 1 ) ] فولاد بن مابدان . [ ( 2 ) ] قولاد .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 675 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى