كردند . اين واقعه در نيمهء ماه ذو الحجه همان سال اتفاق افتاد ، و اين پايان كار بريديان بود .
جنگ با روميان ( صوائف ) در ايام المتقى للّه
در سال 330 ، در ايام متقى ، روميان به جنگ بيرون آمدند و تا نزديكى حلب پيش رفتند در شهرها كشتار و تاراج كردند و شمار اسيرانى كه گرفتند به پانزده هزار تن رسيد .
هم در اين سال ثمل از ناحيهء طرسوس به روم لشكر برد و كشتار و تاراج كرد و با غنايم بسيار بازگرديد و چند تن از سردارانشان را اسير نمود .
در سال 331 ، پادشاه روم نزد متقى كس فرستاد و از او دستمالى را كه در كليساى « رها » بود طلب نمود ، ( مىگفتند كه مسيح روى خود را با آن خشك كرده و نقش صورت او بر آن مانده است ) ، تا در مقابل آن ، شمار زيادى از اسيران را آزاد سازد . در مورد برآوردن اين خواهش ، ميان فقها و قضاة اختلاف افتاد كه آيا دستمال را بفرستند و اسيران را آزاد كنند ، يا اسيران را همچنان در بند نگهدارند . على بن عيسى كه در آن مجلس حاضر بود راى داد كه دستمال را بايد فرستاد و اسيران را آزاد ساخت . متقى اين راى را پسنديد و دستمال را بفرستاد ، و كسى را نزد پادشاه روم فرستاد تا اسيران را به دو سپارد .
در سال 332 ، جماعاتى از روس ، از راه دريا به نواحى آذربايجان آمدند و از رود كر [ 1 ] تا بردعه پيش رفتند . در آنجا ، نايب مرزبان بن محمد بن مسافر ، پادشاه ديلم در آذربايجان ، با جماعت ديلم و متطوعه به مقابله بيرون آمد ، و جنگ در پيوست . عاقبت منهزم شد و روس آن شهر را در تصرف آورد . سپاهيان اسلام از هر سو براى قتال گرد آمدند و پناهگاهها ساختند . بعضى از عوام مردم به سنگ پراندن پرداختند . ولى روسها آنان را از شهر براندند و كسانى را كه در شهر مانده بودند كشتند ، و اموال را به غنيمت گرفتند و زنان و فرزندانشان را به اسارت بردند .
مرزبان بسيج نبرد كرد ، و با سى هزار سپاهى كه گرد آورده بود ، به جنگ روسها رفت . آنان به دفاع از خود پرداختند . روزى مرزبان كمين گرفت و به ناگاه بر آنان تاخت آورد ، و منهزمشان ساخت ، و اميرشان را نيز بكشت . و باقى خود را به دژ شهر رسانيدند .
مرزبان آنان را محاصره نمود و هر دو جانب به سختى پاى فشردند . در اين حال مرزبان را خبر آوردند كه ابو عبد اللّه حسين بن سعيد بن حمدان به قصد آذربايجان حركت كرده ، و اينك به سلماس رسيده است . پسر عمش ناصر الدوله او را فرستاده تا آذربايجان را در تصرف آورد . مرزبان سپاهى به محاصرهء بردعه گماشت و با باقى سپاه خود به نبرد ابن حمدان
هامش
[ ( 1 ) ] اللكر .