نيز بيعت كرد . برد پيامبر ( ص ) و عصاى او را نيز از او بستدند . مستكفى ، ابو الفرج محمد بن على السارى [ 1 ] به وزارت برگزيد . او نيز به سنت پيشينيان تنها نامى از وزارت داشت .
همه كارها به دست ابن شيرزاد كاتب توزون بود . آنگاه مستكفى توزون را خلعت پوشانيد ، و تاج بر سر او نهاد و متقى را به زندان فرستاد . سپس از پى ابو القاسم بن المقتدر ، كه بعدها او را المطيع لقب دادند ، فرستاد او پنهان گرديد ، پس خانهاش را خراب كردند .
مرگ توزون و امارت ابن شيرزاد
در ماه محرم سال 334 ، توزون در بغداد بمرد . شش سال و پنج ماه مقام امير الامرايى داشت . ابن شيرزاد در تمام اين مدت كاتب او بود . پيش از مرگش او را فرستاد تا اموال شهر هيت را جمع آورى كند . چون خبر مرگ توزون را شنيد ، عزم آن كرد كه ناصر الدولة بن حمدان را منصب امير الامرايى دهد ، ولى سپاهيان به هم برآمدند و غوغا كردند ، و اين منصب را خاص او دانستند . ابن شيرزاد نزد مستكفى كس فرستاد ، كه براى او سوگند خورد . مستكفى نيز اجابتش كرد و در محضر قضاة و عدول سوگند خورد . ابن شيرزاد بر مستكفى داخل شد و خليفه او را منصب امير الامرايى داد . ابن شيرزاد به فراوانى در ارزاق بيفزود ، و در نتيجه دچار تنگدستى گرديد . ابو عبد اللّه محمد بن ابى موسى الهاشمى را نزد ناصر الدولة ابن حمدان فرستاد ، و او را وعده داد كه اگر او را به مال يارى دهد امارت امرا را به او خواهد داد . ابن حمدان پانصد هزار درهم ، و مقدارى طعام براى او گسيل داشت . ابن شيرزاد آن مال را ميان لشكريان تقسيم نمود ، ولى كفاف نكرد . پس بر عمال و كتاب و بازرگانان مقرر كرد كه مال و ارزاق به سپاه بدهند . آنگاه دست ستم به دارايى مردم گشودند ، و دزدان در هر جا آشكار شدند و خانهها را تاراج كردند . مردم سعى داشتند تا خود را از بغداد برهانند . ابن شيرزاد ، ينال [ 2 ] كوشه را بر واسط امارت داد ، و فتح اللشكرى [ 3 ] را بر موصل . ابن فتح نزد ابن حمدان رفت ، و سپاس او به جاى آورد . او نيز امارت موصل را از جانب خود به او ارزانى داشت .
استيلاى معز الدوله بر بغداد ، و بىارج شمردن او احكام خلافت را
پيش از اين گفتيم ، كه از زمان المتوكل على اللّه ، حكام نواحى علم طغيان برافراشتند .
اين امر سبب شد كه روز به روز قلمرو دولت عباسى محدودتر شود ، و اهل دولت هر يك راه خودكامگى پيش گيرند ، تا آنجا كه مقر خلافت هم دستخوش تطاول گردد .
يكى از نزديكترين اين خود كامكان به بغداد ، آل بويه بودند در اصفهان و فارس و از
هامش
[ ( 1 ) ] السامرى .
[ ( 2 ) ] نيال .
[ ( 3 ) ] السيكرى .