تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤
پيوست . همچنين هنگامى كه توزون از بغداد بيرون آمد ، محمد بن ينال الترجمان را به جاى خود نهاد . ولى با او دل بد كرده بود . محمد بيمناك شد و از او بگريخت . نيز وزير ابو الحسين بن مقله كه املاك اختصاصى توزون را در بغداد به ضمان گرفته بود ، چون زيان كرد ، از مطالبهء توزون بيمناك بود . پيوستن پسر شيرزاد به توزون نيز مزيد بر علت بود . محمد بن ينال الترجمان و ابو الحسين بن مقله متقى را نيز بترسانيدند ، و گفتند كه بريدى ضمانت كرده پانصد هزار دينار ، كه از تركه بجكم نزد تو است ، از تو بستاند و به توزون دهد ، و ابن شيرزاد از سوى بريدى به همين مقصود آمده است . متقى از اين سخن بترسيد و عزم آن كرد كه خود را به ابن حمدان رساند . آنگاه براى او نامه‌اى نوشتند ، كه خود با سپاهى بيايد .

رفتن متقى به موصل

چون ابو الحسين بن مقله و محمد بن ينال ، با سعايت خود ميانهء متقى و توزون را به هم زدند ، در اين احوال ( در آغاز سال 332 ) ، ابن شيرزاد نيز با سيصد سوار به بغداد رسيد ، و بر سرير امر و نهى نشست ، و در هيچ كارى به متقى نمىپرداخت . متقى از ناصر الدولة بن حمدان سپاهى خواسته بود ، كه به يارى او فرستد . او نيز به سردارى پسر عم خود ، ابو عبد اللّه حسين بن سعيد بن حمدان ، اين سپاه را روانه نمود . چون به بغداد رسيد ، ابن شيرزاد پنهان شد . متقى خود و اهل حرم و فرزندانش با وزير و اعيان دولتش چون سلامة الطولونى و ابو زكريا يحيى بن سعيد السوسى و ابو محمد الماردانى و ابو اسحاق القراريطى و ابو عبد اللّه الموسوى و ثابت بن سنان بن ثابت بن قرهء طبيب و ابو نصر محمد بن ينال الترجمان ، بيرون آمدند ، و نزد او رفتند . سپس به تكريت روان گشتند . ابن شيرزاد در بغداد آشكار شد و دست ستم گشود ، و مردم را مصادره نمود ، و آنچه را كه در بغداد گذشته بود ، چون بيرون شدن متقى از شهر ، به توزون كه در واسط بود ، خبر داد . توزون ، خراج واسط را به ضمانت بريدى داد ، و دختر خود را به عقد او درآورده ، و به سوى بغداد به راه افتاد . سيف الدوله نزد متقى به تكريت آمد . سپس متقى نزد ناصر الدوله كس فرستاد ، تا او را به جنگ با توزون وادارد . ناصر الدوله در ماه ربيع الآخر به تكريت آمد . متقى از تكريت به موصل رفت ، و ناصر الدوله در تكريت ماند . توزون به عزم نبرد به سوى تكريت پيش آمد . ناصر الدوله برادر خود سيف الدوله را بر مقدمه بفرستاد ، و چند روز جنگ درپيوستند ، اما سيف الدوله منهزم شد ، و توزون خيمه و خرگاه او و برادرش را تاراج كرد . اينان به موصل رفتند ، و توزون از پى آنان بود . آنگاه با متقى ، همه از موصل به نصيبين شدند . توزون به موصل داخل گرديد ، و متقى به رقه رفت .