داشته باشد كارها را مىراند . ابو العباس الاصفهانى وزير او نيز ، پس از پنجاه و يك روز وزارت معزول گرديد .
وضع تركان پس از رفتن سيف الدوله از واسط
ميان توزون و خجخج ، بعد از رفتن سيف الدوله از واسط ، نزاع برخاست و امر بر آن قرار گرفت كه توزون امير ، و خجخج فرمانده سپاه باشد . در اين احوال بريدى را هواى تصرف واسط در سر افتاد ، و به جانب آن روان گرديد ، و از توزون خواست كه بار ديگر واسط را به ضمان او دهد . توزون جوابى پسنديده داد ولى چنان نكرد . خجخج كه براى راندن بريدى رفته بود با او خلوت كرد ، و مدتى دراز به گفتگو نشست . جاسوسان براى توزون خبر آوردند كه خجخج و بريدى همدست خواهند شد . توزون شب هنگام بر سر او تاخت . در نيمهء ماه رمضان او را گرفتند به واسط آوردند . توزون فرمود تا چشمانش را كور كنند .
چون خبر به سيف الدوله رسيد - و او به برادرش پيوسته بود - در همان نيمه رمضان به بغداد بازگشت ، و براى نبرد با توزون از متقى خواستار مال گرديد . متقى چهار صد هزار درهم براى او فرستاد . سيف الدوله آن را ميان سپاهيانش تقسيم كرد . همهء كسانى كه در بغداد نهان مىزيستند ، آشكار شدند . توزون كيغلغ را به جاى خود در واسط نهاد و به بغداد روان شد . چون سيف الدوله از حركت توزون به بغداد خبر يافت ، با كسانى كه به او پيوسته بودند از جمله حسن بن هارون به موصل روانه گرديد ، و فرزندان حمدان از آن پس ديگر به بغداد نيامدند .
امارت توزون ، سپس خلافت او با متقى
چون سيف الدوله از بغداد برفت ، در پايان رمضان سال 331 ، توزون وارد بغداد شد ، و متقى او را منصب امير الامرايى داد . وزارت را به ابو جعفر الكرخى داد ، و او چنان در امور نظر مىكرد كه ابو عبد اللّه الكوفى .
چون توزون از واسط بيرون آمد ، بريدى داخل شد و آن را بگرفت ، توزون در اول ماه ذو القعده براى دفع بريدى عزم نبرد كرد .
در ماه ذو الحجهء اين سال ، يوسف بن وجيه ، صاحب عمان با چند كشتى به بصره آمد و با بريدى جنگ آغاز كرد ، چنان كه ياران بريدى مشرف به مرگ شدند . در اين حال كشتىهاى صاحب عمان ، به حيلهاى كه يكى از ملاحان تطميع شدهء او انديشيده بود ، همه آتش گرفتند ، و از آنها اموال به غارت رفت . يوسف بن وجيه در ماه محرم سال 332 ، منهزم شد و به عمان بازگشت . در اين فتنه ، ابو جعفر بن شيرزاد از بريدى بگريخت ، و به توزون