تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
را از خود دور ساخته بود پشيمان شد ، بويژه كه آنان هم ، همانند او بر مذهب خوارج بودند . مرزبان بر آذربايجان مستولى شد . پس از چندى على بن جعفر كه وزير او بود از او برميد ، زيرا على بن جعفر با ياران مرزبان رفتارى ناپسند داشت ، از اين رو آنان بر خلاف او همدست شده بودند . على بن جعفر براى برانداختن مرزبان ، او را وادار كرد كه اموال مردم را بستاند ، و اين عمل سبب گرايش مردم به ديسم گرديد . على بن جعفر نيز آنان را به اطاعت از ديسم برانگيخت . مردم نيز همه ديلميانى را كه در سپاه مرزبان ، بودند و به آنان دسترسى داشتند ، بكشتند . ديسم براى تصرف تبريز [ 1 ] لشكر آورد . همهء كردانى كه از مرزبان امان خواسته بودند ، نزد ديسم بازگشتند . مرزبان تبريز را در محاصره گرفت و در اثناى اين احوال كوشيد با على بن جعفر تجديد دوستى كند . ديسم در تبريز ماندن نتوانست و به اردبيل رفت . على بن جعفر نزد مرزبان بازگشت ، و مرزبان اردبيل را محاصره نمود . ديسم به ناچار امان خواست و شهر را به صلح تسليم كرد . همچنين او تبريز را در تصرف گرفت . پس از چندى ، ديسم از مرزبان خواست كه او را به دژ خود در طارم فرستد . مرزبان نيز او را به طارم فرستاد . ديسم با زن و فرزند خود در آنجا اقامت گزيد .

خبر سيف الدوله در واسط

چون پسران بريدى از واسط به بصره گريختند ، و سيف الدوله به واسط نزول كرد ، اراده كرد كه از پى آنان برود ، تا بصره را از چنگشان به در آورد . از برادر خود ناصر الدوله ، مدد خواست . او نيز به همراه ابو عبد اللّه الكوفى براى او مالى فرستاد . توزون و خجخج [ 2 ] ، رعايت مقام او نمىكردند . او نيز آن مال را با ابو عبد اللّه الكوفى به بغداد بازگردانيد ، و توزون را گفت برود و خراج جامده را براى خود گرد آورد ، و خجخج را نيز اجازت داد كه اموال مذار [ 3 ] را تصاحب كند . سيف الدوله همواره مىخواست تركان را با خود يار سازد ، و به يارى آنان شام و مصر را در تصرف خود آورد ، ولى آنان اجابتش نمىكردند . تا آنگاه كه در ماه شعبان سال 331 ، بر او شوريدند . سيف الدوله از لشكرگاه خود به بغداد گريخت ، و خيمه و خرگاهش به غارت رفت ، و جمعى از يارانش كشته شدند . چون ابو - عبد اللّه الكوفى ، ناصر الدوله را از وضع برادرش در واسط خبر داد ، او به راه افتاد كه به موصل رود . متقى سوار شده نزد او رفت و از او خواست كه سفر خود را چندى به تأخير اندازد . او نيز بپذيرفت ، ولى سه ماه كه از امارتش گذشته بود ، راهى موصل شد . ديلم و ترك شوريدند ، و خانهء او را تاراج كردند . ابو اسحاق القراريطى بىآنكه عنوان وزارت
هامش
[ ( 1 ) ] توزير . [ ( 2 ) ] جحجح . [ ( 3 ) ] مدار .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 642 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى