چون خواست كه بر اسب نشيند ، ناصر الدوله دستش را كشيد . از اسب بيفتاد .
ناصر الدوله فرمان داد او را بكشند . كشتندش و جسدش را به دجله افكندند .
ناصر الدوله كسانى را نزد متقى فرستاد ، و از او پوزش خواست . متقى نيز او را پيامى نيكو فرستاد . ناصر الدوله نزد متقى رفت . متقى او را مقام امير الامرايى داد ، و ناصر الدوله لقب نهاد . اين واقعه در آغاز شعبان سال 330 اتفاق افتاد . متقى برادر ناصر الدوله ، ابو الحسن على بن عبد اللّه بن حمدان را خلعت فرستاد ، و او را سيف الدوله لقب داد .
چون ابن رائق كشته شد ، اخشيد از مصر به دمشق آمد . محمد بن يزداد كه از جانب ابن رائق در دمشق بود ، از او امان خواست . اخشيد دمشق را در تصرف آورد ، و محمد بن يزداد را در مقام خويش ابقاء كرد . سپس او را به رياست شرطهء دمشق منصوب فرمود .
بازگشت متقى به بغداد و فرار بريدى
چون ابو الحسين البريدى بر بغداد مستولى شد بد سيرتى آغاز كرد ، چنان كه دلها از نفرت او لبريز گرديد . چون ابن رائق كشته شد ، سپاهيان دسته دسته از گرد بريدى پراكنده شدند . خجخج نزد متقى گريخت . توزون و نوشتكين و تركان عزم جزم كردند كه ابو الحسين البريدى را از بغداد براندازند . توزون به راه افتاد ، و نوشتكين با تركان بماند . توزون به موصل رفت . ناصر الدوله و متقى بدان گروه مستظهر گشتند ، و به سوى بغداد در حركت آمدند .
ابو الحسين على بن طباب را بر خراج و ضياع ديار مضر ، يعنى رها و حران و رقه فرمانروايى داد . اين سرزمينها در دست ابو الحسين احمد بن على بن مقاتل بود . او به دفاع از قلمرو خود برخاست ، ولى به قتل رسيد و ابن طباب بر آن ديار استيلا يافت .
چون متقى و ناصر الدوله به بغداد رسيدند ، ابو الحسين البريدى بگريخت و پس از سه ماه و بيست روز كه در بغداد فرمان رانده بود ، به واسط رفت . بار ديگر عامه مردم در خروش آمدند و دست به تاراج گشودند . متقى و ناصر الدوله در ماه شوال آن سال با سپاهيان خويش وارد بغداد شدند . ابو اسحاق القراريطى ، بار ديگر به وزارت بازگشت ، و توزون رياست شرطه يافت . پس ابو الحسين البريدى با سپاهى آهنگ بغداد نمود . بنى - حمدان به مقابلهء با او بيرون آمدند ، تا مداين پيش رفتند . ناصر الدوله در مداين درنگ كرد ، و برادر خود سيف الدوله ، و پسر عمش ابو عبد اللّه حسين بن سعيد بن حمدان را با سپاهى به جنگ او فرستاد . پس از چند روز نبرد سيف الدوله پاى پس نهاد . ناصر الدوله چند تن از سرداران را كه با او بودند ، چون خجخج و جماعت تركان را به يارىاش فرستاد .
جنگ را از سر گرفتند . ابو الحسين البريدى به واسط گريخت ، ولى سيف الدوله به سبب آنكه يارانش خسته و زخم خورده بودند ، از پى او نرفت . ناصر الدوله در نيمهء ذو الحجه به بغداد بازگشت . آنگاه سيف الدوله به واسط لشكر كشيد . پسران بريدى از واسط به بصره گريختند .