تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
بريدى از واسط بيامد . تركان بجكمى بيمناك شدند . بعضى به بريدى پيوستند و بعضى به موصل رفتند . از آن جمله بودند توزون [ 1 ] و خجخج [ 2 ] . سلامة الطولونى و ابو عبد اللّه الكوفى [ 3 ] نيز پنهان شدند . ابو عبد اللّه البريدى در روز اول ماه رمضان به بغداد وارد شد ، و در شفيعى فرود آمد . وزير ابو الحسين بن ميمون و كتاب و قضاة و اعيان مردم به ديدارش آمدند . متقى نيز او را تهنيت گفت ، و طعام فرستاد و او را وزير خطاب كرد . آنگاه بريدى ابو الحسين را كه دو ماه از وزارتش مىگذشت بگرفت و در بصره محبوس نمود ، و از متقى پانصد هزار دينار براى سپاه طلب نمود ، و تهديدش كرد كه اگر در اداى آن درنگ كند ، بر سر او آن خواهد آمد كه بر سر معتز و مستعين و مهتدى آمده است . متقى آن مال بفرستاد ، و در تمام مدتى كه در بغداد بود ، با او ديدار ننمود . چون پانصد هزار دينار متقى برسيد ، سپاهيان براى ارزاق خود بانگ و خروش كردند ، در اين ميان سپاهيان ديلم ، به خانهء برادرش ابو الحسين البريدى ، كه در آن فرود آمده بود ، هجوم كردند . تركان نيز به آنان پيوستند ، و جسر را بريدند . عامه بر اصحاب او حمله‌ور شدند . بريدى و برادرش و پسرش ابو القاسم و اصحابشان به واسط گريختند . اين واقعه در روز آخر ماه رمضان ، پس از بيست و چهار روز از ورودش به بغداد اتفاق افتاد .

امارت كورتكين ديلمى

مچون بريدى گريخت ، كورتكين بر امور بغداد مستولى شد . نزد متقى رفت و متقى او را مقام امير الامرايى داد ، و على بن عيسى و برادرش عبد الرحمان بن عيسى را نيز فراخواند ، تا كارها را تدبير كنند . ولى به آن دو عنوان وزير نداد ، بلكه ابو اسحاق محمد بن احمد الاسكافى القراريطى را مقام وزارت داد و بدر الخرشنى [ 4 ] را حاجبى . آنگاه كورتكين ، تكينك [ 5 ] را كه مقدم تركان بود ، در پنجم شوال دستگير كرده و در آب غرق نمود . بدين سبب ميان تركان و ديلميان قتالى درگرفت ، كه از دو سو خلقى كشته گرديدند . كورتكين خود به تنهايى زمام امور را به دست گرفت ، و ابو اسحاق القراريطى را ، پس از يك ماه و نيم كه از وزارتش گذشته بود ، بگرفت ، و به جاى او ابو جعفر محمد بن القاسم الكرخى را وزارت داد .

بازگشت ابن رائق به بغداد

پيش از اين گفتيم جماعتى از تركان بجكمى ، چون از فرمان متقى سر برتافتند ، به موصل
هامش
[ ( 1 ) ] تورون . [ ( 2 ) ] جحجح . [ ( 3 ) ] الطولونى . [ ( 4 ) ] الجواشينى . [ ( 5 ) ] بكتيك .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 637 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى