تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 638

مساهمون:

ص٦٣٨
رفتند و از آنجا به شام ، نزد ابن رائق شدند . از سران اينان توزون [ 1 ] و خجخج [ 2 ] و نوشتكين [ 3 ] و صيغون [ 4 ] بودند . اينان ابن رائق را برانگيختند كه به بغداد آيد . در اين احوال نامهء متقى نيز برسيد ، كه او را به بغداد فرامىخواند . ابن رائق در آخر رمضان ، ابو الحسن احمد بن على بن مقاتل را به جاى خود نهاد ، و عازم بغداد شد . چون به موصل رسيد ، ناصر الدولة بن حمدان از سر راهش دور شد . سپس صد هزار دينار برايش بفرستاد ، و با يك ديگر مصالحه كردند . اين خبر به ابو عبد اللّه البريدى رسيد . برادران خود را به واسط فرستاد و ديلميان را از آنجا براند ، و به نام او در واسط خطبه خواندند . كورتكين از بغداد بيرون آمده و به عكبرا رفت . ابن رائق به دو رسيد ، و چند روز ميانشان نبرد بود . ولى در شب عرفه ، ابن رائق حركت كرد و بامداد روز ديگر به بغداد درآمد ، و در جانب غربى نزول كرد ، و به ديدار خليفه رفت . خليفه با او بر روى دجله به گردش پرداخت . كورتكين در پايان روز به بغداد وارد شد . چون كورتكين به بغداد درآمد ، ابن رائق آهنگ آن كرد كه به شام بازگردد . به سپاهيان خود گفت كه از دجله بگذرند ، و از پى او آيند . مردم بغداد با ابن رائق يار شده و عليه كورتكين بانك و خروش كردند ، و او و يارانش را سنگباران نمودند . قريب چهارصد تن از ياران او امان خواستند ، و بعضى از سردارانش كشته شدند . متقى ابن رائق را خلعت داد و منصب امير الامرايى بخشيد . وزير ابو جعفر الكرخى را ، پس از دو ماه كه از وزارتش مىگذشت ، عزل كرد و احمد الكوفى را به جاى او گماشت . آنگاه ابن رائق بر كورتكين دست يافت ، و او را در سراى خلافت به زندان انداخت .

وزارت بريدى و استيلاى او بر بغداد و فرار متقى به موصل

چون ابن رائق بر مسند امير الامرايى استقرار يافت ، بريدى در ارسال مال از واسط ، تأخير كرد . ابن رائق بدين سبب ، در عاشوراى سال 330 ، به سوى او در حركت آمد . پسران بريدى به بصره گريختند . ابو عبد اللّه الكوفى ، ميان آنان و ابن رائق ميانجى شد . و ابو عبد اللّه البريدى سالانه ششصد هزار دينار به عهده گرفت ، و نيز تعهد كرد كه دويست هزار دينار ، از بابت باقى ماندهء سال‌هاى پيش بپردازد . ابن رائق به بغداد بازگشت . سپاهيان براى گرفتن ارزاق خود دست به اغتشاش زدند . در ميان شورشگران توزون و ياران او نيز بودند . در آخر ماه ربيع الاخر ، جمعى از سپاهيان به ابو عبد اللّه البريدى پيوستند ، و او نيرومند شد . ابن رائق راه مدارا پيش گرفت ، و نوشت كه او را وزارت خواهد داد . بريدى ابو عبد اللّه بن شيرزاد را به جاى خود نهاد ، و عازم بغداد شد . چون ابن رائق اين خبر بشنيد وزارتش را نقض كرد . بريدى با همه سپاهيان خود از ترك و ديلم ، به بغداد
هامش
[ ( 1 ) ] تورون . [ ( 2 ) ] جحجح . [ ( 3 ) ] كورتكين . [ ( 4 ) ] صيقوان .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 638 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى