جرجان مستولى شد ، و به نام نصر بن احمد سامانى خطبه خواند . آنگاه به ساريه آمد و هارون بن بهرام را بر آمل امارت داد . سپس اسفار به رى رفت و آنجا را از ماكان بستد .
ماكان به طبرستان گريخت ، و اسفار بر همهء اعمال رى و قزوين و زنجان و ابهر و قم و كرج دست يافت ، و كارش بالا گرفت و سپاهش افزون شد . او از خود با عنوان پادشاه ياد كرد .
چندى بعد نسبت به نصر بن احمد سامانى ، امير خراسان ، عصيان آغاز كرد و آهنگ نبرد با او ، و نبرد با خليفه را نمود .
مقتدر ، هارون بن غريب الخال را با سپاهى به قزوين فرستاد . اسفار با او جنگ كرد ، و شكستش داد و بسيارى از يارانش را بكشت . آنگاه نصر بن احمد سامانى از بخارا بيامد و به او پيشنهاد صلح كرد ، و خواست كه جمع آورى خراج بر عهده او باشد . امير نصر اجابت كرد . امير نصر بن احمد ، او را بر قلمرو خود امارت داد ، و كار اسفار بالاتر شد ، و خود و سپاهش دست ستم گشودند .
اسفار ، مرداويج را كه از بزرگترين سردارانش بود نزد سالار ( سلار ) فرستاد و او را به اطاعت خواند . سالار امير شميران [ 1 ] و طارم بود .
مرداويج و سالار همدست شدند تا بر اسفار بشورند . جماعتى از سرداران اسفار ، نيز وزيرش مطرف بن محمد [ 2 ] الجرجانى اين رأى را پسنديدند . خبر به اسفار رسيد . چون سپاه بر او شوريدند ، به بيهق گريخت ، مرداويج از قزوين به رى آمد و به ماكان نامه نوشت و او را از طبرستان بخواند ، تا در اين كار يارىاش كند . ماكان آهنگ اسفار كرد . اسفار به قلعهء الموت [ 3 ] گريخت ، تا اموال و زن و فرزند خود را بردارد . پس ، از راه بيابان ( كوير ) قصد آنجا نمود . خبر به مرداويج رسيد ، و براى مقابلهء با او روان شد . يكى از سرداران مرداويج ، كه پيشاپيش او حركت مىكرد اسفار را بديد و بگرفتش و نزد مرداويج آورد . مرداويج او را به قتل آورد . مرداويج به رى بازگشت ، سپس به قزوين رفت و در پادشاهى شوكتى يافت ، و يك يك شهرها را بگشود ، و همدان و دينور و [ بروجرد ] و قم و كاشان و اصفهان و [ جرباذقان ] را تسخير كرد . ولى با مردم اصفهان بدرفتارى آغاز نهاد ، و براى خود تختى از زر بساخت . چون قدرتى يافت ، به جنگ ماكان به طبرستان رفت و آنجا را در تصرف آورد . سپس جرجان را تسخير كرد ، و پيروزمند به اصفهان بازگشت .
ماكان به ديلم رفت ، و از ابو الفضل الثائر مدد خواست و همراه او به طبرستان آمد .
عامل طبرستان از جانب مرداويج ، كه بلقاسم [ 4 ] بن بانجين نام داشت ، به مقابله بيرون شد .
و دشمن را درهم شكست . الثائر به ديلم بازگشت و ماكان به نيشابور ، سپس به دامغان رفت . بلقاسم راه بر او بگرفت ماكان به خراسان بازگشت . كار مرداويج بالا گرفت و بر رى
هامش
[ ( 1 ) ] سميرم .
[ ( 2 ) ] محمد بن مطرف .
[ ( 3 ) ] المرت .
[ ( 4 ) ] بالقسم .