القاسم ، در سال 308 امارت جرجان يافت ، و در جنگهايى كه ميان بنى سامان ، و بنى الاطروش ، و حسن بن القاسم و سرداران ديلمى درگرفت ، به سال 309 كشته شد . در اين ايام فرمانروايى خلفا از خراسان منقطع شده بود ، و اينك آل سامان بر آن فرمان مىراندند .
ميان ايشان و مردم طبرستان جنگهايى بود ، كه بدان اشارت كرديم .
پس از آن ، باز در سال 310 ، ميان علويان با آل سامان نبردى درگرفت . يكى از سرداران ديلم ، سرخاب بن بهبودان [ 1 ] پسر عم ماكان كاكى [ 2 ] بود ، كه فرمانده سپاه ابو الحسين بن الحسن بن على الاطروش [ 3 ] را بر عهده داشت . او با سيمجور ، فرمانده سپاه آل سامان نبرد كرد . سيمجور او را شكست داد ، و سرخاب [ 4 ] چندى بعد هلاك شد . آنگاه ، ابن الاطروش ماكان را امارت استر آباد داد ، و خود به طبرستان آمد . مردم ديلم گردش را گرفتند و او را بر خود سرورى دادند ، چنان كه همه را در تاريخ علويان آوردهايم .
[ در سال 315 ] ، اسفار بن شيرويه بر جرجان مستولى شد . او نخست از سرداران ماكان بود ، كه به بكر بن محمد بن اليسع ، كه در نيشابور بود پيوست . بكر بن محمد ، او را با سپاهى براى گشودن جرجان فرستاد . در آن ايام ابو الحسن بن كالى ، به نيابت از سوى ماكان ، كه خود در طبرستان بود ، در جرجان فرمان مىراند . چون ابو الحسن كشته شد ، على بن خورشيد زمام امور جرجان را به دست گرفت . او اسفار بن شيرويه را براى حمايت از خود ، در برابر ماكان فرا خواند . اسفار بن شيرويه به جرجان رفت و با على بن خورشيد همدست گرديد [ و آن ناحيه را در ضبط آوردند ] . ماكان از طبرستان بر سرشان لشكر راند . آنان ماكان را منهزم ساختند و او را از طبرستان راندند ، و خود در آنجا ماندند ، و اسفار و على بن خورشيد زمام كارهاى طبرستان را بر دست گرفتند . چندى بعد ، ماكان بار ديگر لشكر بر سر اسفار بن شيرويه كشيد ، و او را شكست داد ، و بر طبرستان غلبه يافت . اسفار به نزد بكر بن محمد بن اليسع به جرجان رفت ، و تا مرگ بكر در آنجا ماند .
در سال 315 ، امير سعيد نصر بن احمد سامانى ، اسفار را در جرجان ابقا كرد . اسفار نزد مرداويج بن زيار الجيلى [ 5 ] كس فرستاد و او را بخواند . چون بيامد ، او را سردار سپاه خود نمود ، و به طبرستان لشكر بردند ، و آنجا را در تصرف آوردند .
الداعى ، حسن بن القاسم ، بر رى و اعمال آن استيلا يافته بود ، و آنجا را از دست ياران امير سعيد نصر بن احمد سامانى گرفته بود . سردار سپاه او ، ماكان كاكى نيز با او بود . چون اسفار بر طبرستان دست يافت ، الداعى و ماكان هر دو به سوى او لشكر بردند ، ولى شكست خوردند ، و الداعى كشته شد . ماكان به رى بازگشت و اسفار بن شيرويه بر طبرستان و
هامش
[ ( 1 ) ] ابن اثير : وهسودان .
[ ( 2 ) ] كالى .
[ ( 3 ) ] ابو الحسن الاطروش .
[ ( 4 ) ] شرخاب .
[ ( 5 ) ] الجبلى .