دميانه نيز با او بود . دژ مليح ارمنى را محاصره كرد و بگشود و به آتش كشيد .
در سال 300 ، اسكندروس ، پسر لئون [ 1 ] پادشاه روم بمرد ، و پس از او پسرش قسطنطين در سن دوازده سالگى به پادشاهى نشست .
در سال 302 ، وزير على بن عيسى با دو هزار [ 2 ] سوار به يارى بشر [ 3 ] خادم ، عامل طرسوس به جنگ روميان در حركت آمد . ولى در تابستان نتوانستند به روم داخل شوند .
در شدت سرماى زمستان داخل شدند ، و غنايم و اسيران آوردند .
هم در سال 302 بشر خادم والى طرسوس به غزاى صائفه رفت . آنجا از گشود و غنايم گرفت و صد و پنجاه تن از سرداران ، و دو هزار تن از مردم ديگر را اسير كرد .
در سال 303 ، روميان بر ثغور جزيره حمله آوردند ، و حصن منصور را غارت كردند ، و چون سپاه مونس سرگرم كار حسين بن حمدان بود ، روميان دستبردى عظيم زدند . و هم در اين سال روميان به ناحيهء طرسوس و فرات آمدند و پس از جنگى قريب ششصد تن را كشتند . مليح ارمنى به مرعش آمد و در نواحى آن آشوب و فتنه برپا ساخت . ولى لشكر مسلمانان را در اين سال ، هيچ نبردى با روميان نبود .
در سال 304 مونس المظفر به صائفه و بر موصل گذشت . در آنجا سبك المفلحى را امارت بازبدى [ 4 ] و قردى ، از عمال فرات داد و عثمان بن العنزى [ 5 ] را شهر بلد و سنجار و وصيف البكتمرى را باقى بلاد ربيعه . پس به ملطيه رفت و از آنجا به سرزمين روميان داخل گرديد ، و نيز به ابو القاسم على بن احمد بن بسطام نوشت كه از ناحيهء طرسوس همراه با مردم طرسوس پيش راند . مونس چند دژ را گشود و با غنايم و اسيران به بغداد بازگشت .
خليفه گرامىاش داشت و خلعتش پوشانيد .
در سال 305 ، دو رسول از سوى پادشاه روم ، براى پيمان صلح و آزادى اسيران به فدا نزد مقتدر آمدند . در بغداد آن دو را اكرام كردند . وزير در كمال ابهت بنشت ، و فرمود تا سپاهيان با ساز و برگ نبرد و آرايش كامل صف كشيدند ، و رسولان را پذيرا شد . آنان نامهء پادشاه خويش را تسليم وزير كردند . روز ديگر وزير آنان را نزد مقتدر برد . او نيز مجلسى در نهايت ابهت برساخته بود ، و آنچه را پادشاه روم خواسته بود اجابت كرد ، و مونس خادم را براى انجام فدا بفرستاد ، و او را بر هر شهرى كه بدان داخل شود ، امير ساخت ، تا بازگردد ، و به همهء سپاهيانى كه همراه او بودند ، ارزاق و مواجب بسيار داد و صد و بيست هزار دينار در اختيارش نهاد ، تا فديهء اسيران دهد .
در سال 306 ، جنى الصفوانى به غزاى صائفه رفت ، و غنايم به دست آورد . ثمل [ 6 ]
هامش
[ ( 1 ) ] لاور .
[ ( 2 ) ] هزار .
[ ( 3 ) ] بسر .
[ ( 4 ) ] باريدى .
[ ( 5 ) ] العبودى .
[ ( 6 ) ] نمالى .