به دو باز پس داده بود . مقتدر نيز ، هارون بن غريب و احمد بن كيغلغ ، و غلامان حجريه و پيادگان مصافيه را به سراى خلافت آورده بود . اصحاب مقتدر پيمان شكنى كردند ، و نزد مونس رفتند . اين واقعه در آغاز سال 317 بود .
مونس به مقتدر نوشت ، مردم از اسرافكارىهايى كه در هزينهء خدم و حرم مىشود و اموال و ضياعى كه در اين راه به كار مىرود ، و از اينكه خليفه در تدبير امور مملكت به آنان رجوع مىكند ، ناخشنودند ، و در آن نامه از خليفه خواست كه ايشان را از سراى خلافت براند ، همچنين هارون بن غريب را بيرون نمايد ، و هر چه اموال و املاك در دست ايشان است بستاند . مقتدر بدان نامه پاسخ داد و به دو مهربانى نمود ، و بيعتى را كه با او كرده بود به يادش آورد ، و او را از عاقبت نقض عهد بيمناك ساخت ، و هارون بن غريب را به ثغور شام و جزيره فرستاد . مونس تسكين يافت . آنگاه به بغداد داخل شد . ابو الهيجاء بن حمدان و نازوك نيز با او بودند . مردم به هيجان آمدند ، و گفتند اينان آمدهاند تا مقتدر را خلع كنند .
روز دهم محرم اين سال ، مونس به دروازه شماسيه رفت ، و اندكى با اصحابش گفتگو كرد . سپس همگان به سراى خليفه روى نهادند . مقتدر احمد بن نصر القشورى [ 1 ] را از حاجبى عزل كرده و جاى او را به ياقوت داده بود . چون ياقوت در فارس سرگرم جنگ بود ، پسرش مظفر بن ياقوت به جاى او بود . چون مونس به سراى خلافت رسيد ، مظفر بن ياقوت و ديگر حاجبان و خدم و وزير ، و همهء كسانى كه در آنجا بودند ، بگريختند . مونس به درون رفت . مقتدر و مادرش و فرزندان و كنيزان خاصه او را بيرون آورد ، و به خانهء خود برد و بند بر نهاد . اين خبر به هارون بن غريب ، كه در قطربل بود رسيد . خود را به بغداد رسانيد و در جايى پنهان گرديد . ابو الهيجاء بن حمدان به خانهء ابن طاهر رفت ، و محمد بن المعتضد را احضار كرد ، و همه با او بيعت نمودند ، و او را القاهر باللّه لقب دادند . پس قاضى ابو - عمر المالكى را نيز آوردند ، و مقتدر در برابر او ، شهادت به خلع خود داد . در اين حال ابو الهيجاء بن حمدان برخاست و گريان گفت ، « بر تو از چنين روزى مىترسيدم . تو را اندرز دادم ولى نپذيرفتى ، و رأى خادمان و زنان را بر رأى من ترجيح نهادى . با اين همه ما بندگان و خادمان تو هستيم » . آنگاه آن سند خلع را نزد قاضى نهادند ، و قاضى آن را به كس ننمود ، تا بار ديگر مقتدر به خلافت بازگشت ، و سند را تسليم او كرد . همين امر سبب نيكو شدن حال قاضى گرديد ، و مقتدر مسند قضا را به دو تفويض نمود . چون مراسم خلع خليفه پايان يافت ، مونس به سراى خلافت رفت و آنجا را تاراج نمود ، و بنى بن نفيس به مقبره مادر مقتدر رفت ، و از يكى از قبرهاى آن ، ششصد هزار دينار بيرون آورد و به القاهر داد .
هامش
[ ( 1 ) ] القسورى .