تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
و باقى بگريختند . آنگاه كوفه را در تصرف آورد ، و شش هزار روز در آنجا ماند . روزها در مسجد جامع مىماند و شب‌ها به لشكرگاه خود بيرون شهر مىرفت . و هر چه توانست از اموال و امتعه برداشت و به هجر بازگشت . شكت‌خوردگان به بغداد رسيدند . مقتدر از مونس خواست كه به كوفه رود . پس از رفتن قرمطيان مونس به كوفه رسيد . ياقوت را در آنجا نهاد ، و خود به واسط رفت ، تا از آن در برابر ابو طاهر دفاع كند . در آن سال هيچ كس حج به جاى نياورد . مقتدر در سال 314 ، يوسف ابن ابى الساج را از آذربايجان فرا خواند و او را به جنگ ابو طاهر گسيل داشت . مونس به بغداد بازگشت . ابو طاهر در سال 315 ، آهنگ كوفه كرد . خبر به ابن ابى الساج رسيد . در آخر رمضان از واسط بيرون آمد ، كه پيش از ابو طاهر خود را به كوفه رساند ، ولى ابو طاهر بر او پيشى گرفته بود . همهء عمال از كوفه بگريختند . ابو طاهر بر همهء ساز و برگ‌ها و علوفه‌ها ، كه در كوفه آماده شده بود ، دست يافت . ابن ابى الساج در هشتم شوال ، يك روز پس از ابو طاهر به كوفه رسيد . كس فرستاد و او را به اطاعت مقتدر فرا خواند . ابو طاهر گفت : « جز از خداى اطاعت نكنم » . و او را به نبرد خواند . يك روز تا شب نبرد كردند . اصحاب ابن أبى الساج منهزم شدند ، يا به اسارت افتادند . ابو طاهر پزشكى به معالجه جراحات خود گماشت . منهزمين به بغداد رسيدند ، و سپاه خليفه بسيج نبرد كرد . مونس المظفر آهنگ كوفه نمود . قرمطيان به عين التمر رفتند . مونس پانصد كشتى براى جلوگيرى آنان از عبور از فرات گسيل داشت . قرمطيان قصد انبار نمودند ، و در غرب فرات فرود آمدند . از حديثه چند كشتى به چنگ آوردند ، و سيصد تن از آنان از آب بگذشتند ، و با سپاه خليفه جدال و آويز آغاز كردند ، تا منهزمشان ساختند و بر شهر انبار مستولى شدند . خبر به بغداد رسيد . نصر حاجب با سپاهيان خود بيرون آمدند و به مونس المظفر پيوستند . جمعا بيش از چهل هزار نفر شدند اينان مىخواستند ابن ابى الساج را برهانند . قرمطيان با آنان نبرد كردند ، و شكستشان دادند . در حين جنگ ابو طاهر را نظر بر ابن ابى الساج افتاد ، كه بسيج گريز مىكرد و با اصحاب خود گفتگو مىنمود . پس او را فرا خواند و بكشت . و همهء اسيران را نيز ، كه از اصحاب او بودند ، بكشت . هرج و مرج در بغداد بالا گرفت . بعضى به كشتىها مىنشستند ، و به واسط مىگريختند ، و بعضى سرگرم حمل متاع خود به حلوان بودند . رئيس شرطهء بغداد نازوك بود . شب و روز در شهر مىگشت و بعضى را كه [ پس از تاريك شدن هوا در شهر مىگشتند ، مىكشت . ] [ 1 ] در آغاز سال 316 ، قرمطيان از انبار رفتند ، و مونس به بغداد بازگشت . ابو طاهر به
هامش
[ ( 1 ) ] متن ناقص بود ميان دو قلاب را از ابن اثير افزوديم .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 586 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى