تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
با جماعتى از سادات بيرون آمدند و شفاعت كردند ، تا اموال مردم را باز پس دهد . ابو طاهر نپذيرفت . به ناچار با او به زد و خورد پرداختند . ابو طاهر همه را بكشت ، و در خانه را از جاى بركند . مردى از بام بالا رفت ، تا ناودان را بكند . بيفتاد و بمرد . بعضى از كشتگان را در چاه زمزم ريختند ، و باقى را هر جا كه افتاده بودند ، بىهيچ غسلى و كفنى و نمازى ، دفن كردند . آنگاه ابو طاهر جامهء كعبه را بر كند ، و ميان يارانش تقسيم كرد ، و خانه‌هاى مردم مكه را تاراج كردند . اين خبر به عبيد اللّه المهدى ، فرمانرواى افريقيه رسيد . اينان ، آشكارا او را در مكه و در خطبه خود ، دعا كرده بودند . او نامه نوشت و اين عمل را نكوهش نمود و آنان را لعنت كرد ، و تهديد نمود كه بايد حجر الاسود را به جايش بازگردانند ، و هر چه از اموال مردم برده‌اند ، باز پس دهند ، و از آنچه به سبب تقسيم آن در ميان مردم ، تباه شده بود ، پوزش طلبيد .

خلع مقتدر و بار ديگر بازگشتنش به خلافت

يكى از عللى كه سبب اين امر گرديد ، فتنه‌اى بود كه ميان ستوربانان هارون غريب الخال ، و ستوربانان نازوك ، رئيس شرطه ، بر سر جوانى امرد و آن كاره در گرفت . نازوك ، ستوربانان هارون بن غريب را زندانى كرد . اصحاب هارون به زندان شرطه حمله‌ور شدند ، و با نائب نازوك درآويختند ، و ياران خود را از زندان بيرون آوردند . نازوك شكايت به مقتدر برد . مقتدر هيچ يك از آن دو را عتاب و سرزنش ننمود ، چون كه هر دو در نزد او عزيز بودند . از اين رو ، كار به مقاتله كشيد . مقتدر كس فرستاد ، و به سبب اين نزاع هر دو را ملامت كرد و ناخشنودى نمود ، تا باز ايستادند . هارون از پايان كار بيمناك شد . اصحاب خود برگرفت و به بستان نجمى رفت . مقتدر براى جلب خشنوديش كس فرستاد . مردم شايع كردند كه مقتدر ، هارون را مقام امير الامرايى داده ، و اين امر بر اصحاب مونس گران آمد . مونس در رقه بود . برايش نوشتند . او خود را شتابان به بغداد رسانيد ، و در شماسيه فرود آمد ، و به ديدار مقتدر نرفت . مقتدر پسر خود ابو العباس و وزير خود ، ابن مقله را به ديدارش فرستاد ، و كوشيد تا دلش را به دست آورد ، ولى مونس نپذيرفت . مقتدر هارون بن غريب را ، كه پسر خاله‌اش بود به خانه خود برد ، و در آنجا مسكن داد . اين امر بر نفور و خشم مونس بيفزود . در اين احوال ابو الهيجاء [ 1 ] بن حمدان ، از بلاد جبل با سپاهى گران بيامد ، و نزد مونس فرود آمد . امراء ميان مقتدر و مونس به آمد و شد پرداختند . نازوك رئيس شرطه ، و بنى بن نفيس [ 2 ] نيز به نزد مونس رفتند ، زيرا مقتدر دينور را از او گرفته بود و مونس آن را
هامش
[ ( 1 ) ] ابو العباس . [ ( 2 ) ] بنى بن قيس .