رحبه رفت ، و آنجا را در تصرف آورد ، و كشتار و تاراج كرد . مردم قرقيسيا امان خواستند .
امانشان داد . آنگاه چند گروه به ميان اعراب بدوى جزيره فرستاد ، و همه را تاراج كرد .
اعراب از مقابل او مىگريختند . ابو طاهر برايشان خراجى معين كرد ، تا هر سال به هجر بفرستند . آنگاه ابو طاهر به رقه رفت ، و سه روز در آنجا به جنگ پرداخت ، و چند گروه به رأس عين و كفرتوثى و سنجار فرستاد . همه از او امان خواستند و تسليم شدند . مونس المظفر با سپاهى از بغداد بيرون آمد ، و آهنگ رقه نمود . ابو طاهر از رقه به رحبه رفت ، و مونس از پى او بود . قرمطيان به هيئت رفتند ، و چون تصرف شهر را دشوار ديدند ، به كوفه روى نهادند . نصر الحاجب و هارون بن غريب و بنى بن نفيس [ 1 ] ، با سپاهيان خود از بغداد بيرون آمدند . سپاه قرمطيان به قصر ابن هبيره رسيده بود . در اين احوال نصر الحاجب بيمار شد ، و احمد بن كيغلغ را به جاى خود بر سپاه فرماندهى داد . نصر را به بغداد بازگردانيدند و در راه بمرد . مقتدر هارون بن غريب را به جاى او فرماندهى سپاه داد ، و پسرش احمد را مقام حاجبى .
قرمطيان به ديار خود بازگشتند و هارون بن غريب هم ، در ماه شوال همان سال ، به بغداد رفت .
پس از رفتن ابو طاهر به هجر ، در ناحيهء سواد ، جماعاتى از پيروان اين مذهب ، در واسط و عين التمر خروج كردند . هر جماعتى يكى را بر خود امير ساخته بود . مثلا امير جماعت واسط ، حريث بن مسعود بود ، و امير جماعت عين التمر ، عيسى بن موسى . عيسى به كوفه روى نهاد ، و در بيرون شهر فرود آمد و عمال را از سواد براند ، و خراج را براى خود گرد آورد . حريث به اعمال موفقى رفت و در آنجا براى خود بنايى برآورد و آن را دار الهجره نام نهاد ، و بر آن نواحى مستولى شد . بنى بن نفيس ، با او رو به رو شد ، ولى شكست خورد مقتدر هارون بن غريب را با سپاهى به سوى او فرستاد ، و صافى البصرى را با سپاهى به سوى قرمطيان كوفه گسيل داشت . اينان قرمطيان را درهم شكستند و علم سپيدشان را ، كه بر آن نوشته شده بود :
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ . . .
، سرنگون به بغداد آوردند . بدين سان كار قرمطيان در ناحيهء سواد به پايان آمد .
استيلاى قرمطيان بر مكه و كندن حجر الاسود
در سال 317 [ 2 ] ، ابو طاهر قرمطى به مكه داخل شد منصور ديلمى امير الحاج بود .
در روز ترويه ، ابو طاهر اموال حجاج را تاراج كرد ، و از آنان حتى در درون مسجد الحرام و درون كعبه كشتار نمود و حجر الاسود را بر كند و با خود به هجر برد . ابن محلب [ 3 ] ، امير مكه ،
هامش
[ ( 1 ) ] بنى بن قيس .
[ ( 2 ) ] 319 .
[ ( 3 ) ] ابو مخلب .