آبادان خواهد شد . نيز در آن كاغذ به ذكر بعضى از حوادث ، كه پارهاى اتفاق افتاده و پارهاى هنوز اتفاق نيفتاده بود ، پرداخته بود .
دانيالى ، كاغذ را به مفلح نشان داد . مفلح در شگفت شد و آن را برگرفت و نزد مقتدر آورد . مقتدر نيز در شگفت شد ، و پرسيد ، چه كسى را با اين اوصاف مىشناسد ؟ مفلح گفت : جز حسين بن القاسم نمىشناسد . مقتدر گفت : راست گفتى . من هم مىخواستم پيش از ابن مقله ، و پيش از كلوذانى ، وزارت به او دهم . اگر از سوى او رسولى نامهاى آورد آن را به من ده . پس مفلح ، از دانيالى پرسيد كه اين كاغذ را از كجا آوردهاى ؟ گفت : از پدرانم به ارث بردهام و آن از پيشگويىهاى دانيال است . مفلح اين سخن به عرض مقتدر رسانيد . دانيالى نيز به حسين خبر داد . او نيز به تكاپوى وزارت افتاد و به مفلح نامه نوشت مفلح نيز نامهء او به عرض مقتدر رسانيد .
قضا را در اين روزها ، كلوذانى را نياز به مالى ، افزون بر آنچه حاصل كرده بود افتاد ، و آن هفتصد هزار دينار بود . چون اهل ديوان آن مال را مطالبه كردند ، او گفت كه اين مال را بايد امير المؤمنين از اموال خود بپردازد . اين امر بر مقتدر گران آمد . حسين بن القاسم چون از اين واقعه خبر يافت ، نوشت كه همهء نفقات را تعهد مىكند ، و افزون بر آن هزار هزار دينار به بيت المال مىرساند . مقتدر نامهء او را به كلوذانى نشان داد ، و كلواذانى [ 1 ] استعفا كرد . تنها دو ماه از وزارتش گذشته بود . حسين بن القاسم به وزارت منصوب شد ، و شرط كرد كه على بن عيسى در هيچ كارى از كارهاى او دخالت نكند . فقط حسين البريدى [ 2 ] و ابن قرابه [ 3 ] را به خود نزديك ساخت . چون به كار پرداخت ، و از نقصان درآمد و كثرت نفقات آگاه شد ، در تنگنا افتاد و در گرفتن خراج سال آينده ، تعجيل نمود ، تا آن را در - هزينههاى سال جارى صرف نمايد . چون هارون بن غريب الخال [ 4 ] از اين امر آگاه شد ، مقتدر را از آن خبردار نمود . مقتدر خصيبى را به نظر در كار او معين كرد . او ديد كه در حسابى كه به مقتدر گزارش كرده ، تدليس كرده است . اين معنى را به مقتدر رسانيدند . او همهء كتاب را گرد آورد . آنان نيز گواهى دادند ، و خصيبى را تصديق نمودند . مقتدر حسين بن القاسم را در ماه ربيع الآخر سال 320 دستگير كرد . مدت وزارتش هفت ماه بود . مقتدر ، ابو الفتح فضل بن جعفر را وزارت داد . حسين بن القاسم را به دست او سپرد . ابو الفتح او را مؤاخذهاى ننمود .
اخبار قرمطيان در بصره و كوفه
گروهى از قرمطيان ، در بحرين حكومت مىكردند . حاكمشان ابو طاهر ، سليمان بن
هامش
[ ( 1 ) ] كلواذى .
[ ( 2 ) ] اليزيدى .
[ ( 3 ) ] ابن الفرات .
[ ( 4 ) ] غريب الحال .