كشت ، و ابن الفرات را نيز در ماه جمادى الآخر دستگير نمود .
حامد بن العباس ، در عين مخالفتى كه با ابن الفرات داشت بر اعمال واسط حكم مىراند . ابن الفرات نزد مقتدر سعايت كرد ، كه ميزان درآمد او ، از آنچه بر عهده گرفته است افزونتر است . حامد بن العباس بر جان خود بترسيد ، و به نصر حاجب و مادر مقتدر نامه نوشت ، و از مال فراوان و كثرت اتباع خود ياد كرد . اين در روزگارانى بود كه ميان ابن الفرات و مقتدر اختلاف پديد آمده بود . مقتدر او را از واسط فرا خواند . ابن الفرات و پسرش محسن و اتباع و اصحاب ايشان را بگرفت . و حامد بن العباس را وزارت داد . اما حامد بن العباس نتوانست حقوق و سياست وزارت را به انجام رساند ، چنان كه زمام كار دواوين از دست او بدر رفت . اين بود كه مقتدر ، على بن عيسى را از زندان آزاد كرد ، و به عنوان نايب حامد بن العباس ، دواوين را زير نظر او قرار داد ، ولى على بن عيسى مزاحم حامد مىشد و كارها را بىنظر و مشورت او و به رأى خود انجام مىداد . چنان كه براى حامد جز نامى از وزارت باقى نماند .
[ روزى حامد بن العباس ، ابن الفرات را براى بازپرسى از اموال احضار كرد ، و على بن احمد المادرائى را نيز براى مناظرهء با او حاضر نمود . ولى آنان نتوانستند عليه ابن الفرات دليلى اقامه كنند . حامد برخاست و او را دشنام داد و مشت زد ] [ 1 ] ابن الفرات در پاسخ تاسف خورد و شفيع اللؤلؤى را گفت : « امير المؤمنين را بگوى كه حامد شايستهء وزارت نيست . آنچه او را به دخول در وزارت وادار كرد اين بود ، كه من از او دو هزار هزار دينار كه افزون از مبلغ ضمانت شده گرد آورده بود ، مطالبه كرده بودم . اكنون بيهوده تاخت و تاز مىكند و در سفاهت خود در افزوده است » . آنگاه او را از آن مجلس به زندان بردند ، و اموالى عظيم از او مصادره نمودند ، و پسرش محسن را بزدند ، و همه اصحاب او را زدند و از آنان اموالى عظيم بستدند .
چون حامد ، تصرف على بن عيسى را كه در كارها ديد ، دريافت كه او را هيچ اختيارى نمانده است ، اعمال خراج و املاك خاصه و عامه و مستحدثه و فراتيه را ، در سواد بغداد و كوفه و واسط و بصره و اهواز و اصفهان بر عهده گرفت ، و از خليفه خواست اجازه دهد براى وصول اين اموال به واسط رود . تنها از وزارت نامى براى او مانده بود ، و تدبير همهء امور به دست على بن عيسى بود . حامد در گرد آوردن اموال دست ستم بگشود . مقتدر نيز دست او را هر چه گشادهتر داشت ، آن سان كه على بن عيسى به وحشت افتاد . سپس قيمتها در بغداد بالا رفت . مردم بشوريدند و انبارهاى غله را تاراج كردند ، زيرا حامد و بعضى از سرداران ، غلهها را انبار مىكردند . حامد خود بيامد تا شورش را فرو نشاند . مردم با او
هامش
[ ( 1 ) ] مطالب ميان دو قلاب از متن افتاده بود ، از ابن اثير اضافه شد .