تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
چون يكى از نوابش به دو شكايت مىبرد ، بر آن شكايت نامه توقيع مىكرد : « انما عقد الضمان على الحقوق الواجبه فليكف الظالم عن الرعيه . » چون اين گونه تصرفات بر حامد گران مىآمد ، از خليفه خواست تا به واسط رود ، و در جمع آورى آنچه به عهده گرفته است ، نظر كند . خليفه نيز او را اجازت داد . پس خدم و حاشيه ، از تاخير در پرداخت ارزاقشان به بانگ و فرياد آمدند ، و از فساد در امور وزارت بخروشيدند . البته اين على بود عيسى بود كه در پرداخت مواجب تعلل مىورزيد ، و چون مواجب چند ماه ادا نشده باقى مىماند ، به هنگام ادا مقدارى از آن را اسقاط مىكرد . عمال و همهء كسانى كه ارزاق و راتبه مىگرفتند ، شكايت كردند كه هر سال دو ماه از مواجبشان كاسته مىشود . اين امور سبب بالا گرفتن آشوب عليه حامد بن العباس گرديد . محسن ، پسر ابن الفرات ، وابسته به مفلح الاسود بود ، و اين مفلح از خواص مقتدر . ميان او و حامد روزى سخنى رفت و حامد با او درشتى كرد . از اين رو مفلح كينهء حامد را به دل گرفت . محسن اين فرصت غنيمت شمرد و مفلح را واداشت تا به مقتدر نامه نويسد ، كه اگر دست ابن الفرات را گشاده دارد ، [ از چند تن كه برشمرده بود ] . اموالى گزاف خواهد ستد . مقتدر نيز دست او را در هر كار كه خواهد گشاده داشت ، و او را وزارت داد . ابن الفرات نخست على بن عيسى را گرفته به همان زندان كه ابن الفرات بود ، فرستاد . اين واقعه در سال 311 اتفاق افتاد . در اين احوال ، حامد بن العباس از واسط بيامد . ابن الفرات براى دستگيرى او كس فرستاد . حامد بگريخت و در بغداد پنهان شد . آنگاه در نهان نزد نصر الحاجب رفت ، و خواست تا او را نهانى نزد مقتدر فرستد ، تا او را در سراى خلافت محبوس دارد و ابن الفرات بر او دست نيابد . نصر الحاجب ، مفلح خادم را فرا خواند و او را از قضيه آگاه ساخت و از او خواست شفيع شود ، تا مقتدر را از مؤاخذت حامد بن العباس منصرف گرداند . مفلح نزد مقتدر رفت ، و با او به نحوى پسنديده گفتگو كرد . مقتدر فرمان داد تا حامد را به ابن الفرات تسليم كنند . ابن الفرات مدتى او را به زندان افكند . پس از مدتى احضارش نمود . قضاة و عمال را هم بخواند و در باب اموالى كه رسيده بود با او مناظره كرد . حامد به حدود هزار هزار دينار اعتراف كرد . محسن بن ابو الحسن بن الفرات بر عهده گرفت كه پانصد هزار دينار از او بستاند . ابن الفرات او را تسليم كرد ، و او به انواع عذاب ، معذبش ساخت و به واسطش فرستاد ، تا اموالى را كه در آنجا داشت بفروشد . ولى حامد در راه به سبب اسهالى كه بدان مبتلى گرديد ، بمرد . آنگاه از على بن عيسى سيصد هزار دينار مصادره كردند . محسن پسر ابن الفرات ، او را بار ديگر شكنجه نمود و مبالغى ديگر از او بستد . ابن الفرات او را به مكه فرستاد . آنگاه ابو على ابن مقله را گرفتند ، ولى پس از چندى فرمان داد آزادش كردند . سپس ابن