اين لشكر مردى بود به نام حباسه [ 1 ] . او اسكندريه را بگرفت و به مصر رفت . خبر به مقتدر رسيد ، مونس خادم را با سپاهى به جنگ او فرستاد ، و او را به اموال و سلاح فراوان مجهز نمود . مونس برفت و پس از جنگهاى پى در پى آنان را منهزم ساخت ، ولى از دو سو ، گروهى عظيم كشته شدند . شمار كشتگان مغربيان به هفت هزار تن رسيد . پس از اين شكست آنان به مغرب بازگشتند .
عصيان حسين بن حمدان در ديار ربيعه
حسين بن حمدان ، والى ديار ربيعه بود . وزير ، على بن عيسى از او مالى طلب نمود .
حسين بن حمدان سرباز زد . او نيز فرمان داد كه بلاد قلمرو خود را تسليم عمال سلطان كند . حسين از اين كار نيز امتناع نمود . در اين احوال مونس خادم را در مصر سرگرم جنگ با سپاه عبيد الله المهدى ، صاحب افريقيه بود . وزير در سال 303 لشكرى به سردارى رائق الكبير ، به جنگ حسين بن حمدان فرستاد ، و به مونس خادم نيز نوشت كه پس از فراغت از نبرد عبيد الله المهدى ، براى سركوبى حسين بن حمدان به جزيره رود . رائق به جنگ حسين بن حمدان رفت ، ولى از او شكست خورد . چون مونس به جزيره رفت ، رائق به او پيوست ، و به دستور مونس در موصل اقامت جست . مونس و از پى او ، كيغلغ به سوى حسين بن حمدان راندند . تا به جزيرهء ابن عمر رسيدند . حسين بن حمدان در ارمينيه بود .
بسيارى از سپاهيان او به مونس پيوستند . مونس به سردارى بليق ، همراه با سيما الجزرى و جنى [ 2 ] الصفوانى ، سپاهى از پى او روان نمود . اينان او را يافتند و با او نبرد كردند و منهزمش نمودند ، و اسيرش كرده بياوردند . پسرش عبد الوهاب و خانواده و بسيارى از اصحابش نيز با او بودند . مونس از طريق موصل به بغداد بازگشت . مقتدر حسين بن حمدان را به زندان فرستاد و ابو الهيجاء بن حمدان و همه برادران ديگر او را بگرفت و حبس كرد در سال 305 ، ابو الهيجاء را آزاد كرد و تقريبا در سال 306 - چنان كه ان شاء الله تعالى خواهيم آورد - حسين بن حمدان را بكشت .
وزارت ابن الفرات ، « بار دوم »
وزير ابو الحسن بن الفرات ، چنان كه گفتيم در زندان بود ، ولى مقتدر با او مشورت مىنمود و به رأى او در امور عمل مىكرد . برخى از ياران مقتدر خواستار بازگرداندن او به كار وزارت شدند . اين خبر به على بن عيسى رسيد . استعفاء خواست ، مقتدر او را از اين كار باز داشت . تا روزى زنى كه عهده دار مخارج حرم خليفه بود نزد على بن عيسى آمد ، تا در باب
هامش
[ ( 1 ) ] خفاشة الكتابى .
[ ( 2 ) ] جاد .