الليث را به بغداد فرستاد ، و هر دو را در بغداد زندانى كردند .
محمد بن جعفر بر فارس مستولى شد ، و قنبج [ 1 ] ، خادم افشين را بر فارس امارت داد .
پس از او امارت فارس به بدر بن عبد الله الحمامى رسيد .
گرفتار شدن ابن الفرات و وزارت خاقانى
در آخر سال 299 ، مقتدر وزير خود ، ابو الحسن بن الفرات را دستگير كرد ، و بر خانهها و اموال او موكلان گماشت ، و از او هتك حرمت نمود . سه روز بدين سبب در بغداد اغتشاش بود . مدت وزارت او سه سال و هشت ماه [ 2 ] بود . به جاى او ، ابو على محمد بن يحيى بن عبيد الله بن يحيى بن خاقان وزارت يافت . او كارها را ترتيب داد ، و امور ديوانى را به دست گرفت . ولى چون مردى تنگ حوصله ، و سبك مغز بود ، از راه و روش رياست عدول مىكرد . و در برآوردن نياز نيازمندان و ديگر راتبه گيران غفلت روا مىداشت . همچنين در عزل و نصب حكام افراط مىكرد ، و اين امور سبب بروز فسادها گرديد . مقتدر قصد آن داشت كه او را عزل كند و به جاى او ابو الحسين بن ابى البغل [ 3 ] را بگمارد . اين ابو الحسين در اصفهان بود . ولى پس از چندى ، او و برادرش ابو الحسن را دستگير نمود . مقتدر راى وزيران را مهمل مىگذاشت ، و بيشتر به قول زنان و خادمان مىگراييد . چنان كه عمال او كه در اطراف ملك بودند ، هر يك را داعيهاى پديد آمد . آنگاه ابن الفرات را از زندان بيرون آورد ، و او را در حجرهاى نشانيد و به دو نيكىها نمود ، و نامههاى عمال را به نظر او مىرسانيد . آنگاه خواست تا او را وزارت دهد ، ولى از اين امر منصرف شد و على بن عيسى را از مكه بخواند و وزارت به دو داد . اين واقعه در سال 301 اتفاق افتاد . او خاقانى ، ( يعنى ابو على محمد بن يحيى بن عبيد الله بن يحيى ) را گرفت ، و به زندان افكند ، و بر او نگهبانان گماشت . على بن عيسى امور وزارت را به دست گرفت و به اصلاح مفاسد خاقانى پرداخت ، تا كارها استقامت پذيرفت .
قيام مردم صقليه به دعوت مقتدر ، سپس بازگشت به طاعت مهدى
گفتيم كه على بن عمر ، از سوى عبيد الله المهدى در سال 297 [ 4 ] ، امارات صقليه يافت چندى بعد مردم صقليه بر او شوريدند ، و احمد بن قرهب [ 5 ] را بر خود امير ساختند . پس بر او نيز شوريدند ، و قصد قتلش كردند . احمد بن قرهب در صقليه ، به طاعت مقتدر دعوت كرد ، و به نام او خطبه خواند و نام عبيد الله المهدى از خطبه بيفكند . آنگاه چند كشتى ، جنگى
هامش
[ ( 1 ) ] قبيج .
[ ( 2 ) ] سه سال و سه ماه .
[ ( 3 ) ] ابو الفضل .
[ ( 4 ) ] 299 .
[ ( 5 ) ] وهب .