او برفت و در نواحى اصفهان بكر را بديد . بكر او را منهزم ساخت و لشكرگاهش را به تاراج برد . بالاخره بكر ، به محمد بن زيد العلوى در طبرستان ، پناه برد و در سال 285 در آنجا بمرد .
عمر بن عبد العزيز بن ابى دلف ، چون پدرش بمرد ، برادرش حارث را دستگير كرد .
حارث ابو ليلى كنيه داشت . او را در دژ [ 1 ] زندانى كرد و شفيع خادم را بر او موكل ساخت .
چون معتضد عمر را امان داد ، و بكر بگريخت ، دژ با همه اموالش در دست شفيع ماند .
حارث همواره مىكوشيد او را وادار به آزاد ساختن خود كند ، ولى شفيع نمىپذيرفت .
شفيع هر شب با او به گفتگو مىنشست و پس از چندى باز مىگشت . يك شب كه با او گفتگو مىكرد و شراب مىنوشيد ، براى قضاى حاجتى برخاست . حارث تنديسى را كه ساخته بود در بستر خود نهاد و آن را زير لحاف بپوشيد ، و به كنيز خود گفت ، چون شفيع آمد بگوى به خواب رفته است و برفت ، و در جايى از سراى پنهان گرديد . آنگاه با سوهانى كه برايش آورده بودند ، بندها و ميخها را بساييد . چون شفيع بيامد ، و كنيز گفت كه حارث در خواب است او نيز به خوابگاه خود رفت . ابو ليلى حارث بر سر او رفت و در بستر به قتلش آورد ، و اهل سراى را اعلام كرد . همه به فرمانش گردن نهادند . حارث آنان را سوگند داد و وعدههاى نيكو داد ، و اكراد و جزايشان را گردآورد ، و از دژ بيرون آمد و سر از طاعت خليفه برتافت . او با ياران خود بر سر عيسى النوشرى تاخت و با او نبرد كرد . در اين نبرد ، تيرى بر او آمد و از آن تير بمرد . سرش را نخست به اصفهان و سپس به بغداد حمل كردند .
خبر ابن الشيخ درآمد
در سال 285 ، احمد بن عيسى بن الشيخ درگذشت . پسرش محمد امور او را درآمد و نواحى آن به عهده گرفت . معتضد بر سر او لشكر كشيد . پسرش ابو محمد على المكتفى نيز با او بود . معتضد از موصل گذشت و به آمد فرود آمد . اين محاصره تا ربيع الاخر سال 286 ادامه داشت . معتضد فرمود تا منجنيقها برپا كردند ، و شهر را فرو كوفت ، تا آنگاه كه محمد براى خود و مردم آمد امان طلبيد ، و نزد معتضد آمد و شهر تسليم كرد . معتضد او را خلعت داد ، و باروهاى شهر را ويران نمود . سپس خبر شد كه او قصد فرار دارد ، فرمان داد تا او و اهل بيتش را دستگير كردند .
خبر ابن ابى الساج
پيش از اين گفتيم كه محمد بن ابى الساج بر آذربايجان امارت يافت ، ولى عبد اللّه بن
هامش
[ ( 1 ) ] رد . طبرى زر و نسخه بدل دز .