الحسن الهمدانى [ 1 ] ، صاحب مراغه او را به شهر راه نداد . ابن ابى الساج شهر را بگشود و بر اعمال آذربايجان استيلاء يافت . معتضد در سال 282 برادر او يوسف بن ابى الساج را به يارى فتح القلانسى ، غلام موفق به صيمره [ 2 ] فرستاد . يوسف با پيروان خود از اطاعت سر بر تافت . معتضد او را در قلمروى كه داشت امارت داد ، و برايش خلعت فرستاد . او نيز گروگانى كه ضامن فرمانبردارىاش بود ، با هدايايى نزد معتضد روانه نمود .
قرمطيان در بحرين و شام
در سال 281 ، مردى به نام يحيى بن المهدى به قطيف بحرين آمد و گفت از سوى مهدى آمده است ، و رسول اوست و مىگويد كه زمان خروج او نزديك شده است . يحيى بن المهدى ، و يكى از مردم بحرين ، موسوم به على بن المعلى بن حمدان الزيادى [ 3 ] كه از غاليان شيعه بود ، شيعيان را گرد آورد ، و نامهء مهدى را بر ايشان خواند ، تا اين خبر در ديگر قراء بحرين نيز شايع شود . همه او را اجابت كردند . در ميان آنان ابو سعيد الجنايى كه يكى از بزرگانشان مىبود نيز حضور داشت .
پس از اين نشست ، يحيى از ميانشان ناپديد شد و چندى بعد با نامهاى از مهدى باز آمد ، كه از مردمى كه دعوت او را اجابت كرده بودند سپاسگزارى مىكرد . آنگاه فرمان مىداد كه هر يك از گروندگان شش دينار و دو ثلث دينار به يحيى بپردازند . آنان نيز چنان كردند . يحيى بار ديگر از ميانشان ناپديد شد و بار ديگر نامهاى آورد كه هر كس بايد خمس اموال خود را بپردازد و آنان نيز چنان كردند . يحيى در ميان قبايل قيس به رفت و آمد پرداخت . پس از چندى - در سال 286 - ابو سعيد الجنابى در بحرين دعوت آشكار كرد . قرمطيان و اعراب بدوى گرد او را گرفتند . ابو سعيد دست به كشتار و گرفتن اموال زد ، و به قصد بصره آهنگ قطيف نمود . هزينهء اين لشكركشى چهارده هزار دينار شد .
ابو سعيد به نواحى بصره نزديك شد . معتضد براى مردم بصره مدد فرستاد . اين مدد به سردارى عباس بن عمرو [ 4 ] الغنوى بود . معتضد او را از فارس عزل كرده ، و يمامه و بحرين را به او اقطاع داده بود و اينك دو هزار جنگجو با او همراه نموده و به بصره مىفرستاد . همچنين جماعت كثيرى از متطوعه و سپاهى با او به راه افتادند . عباس بن عمرو با ابو سعيد الجنابى رو به رو شد ، ولى پيش از اين برخورد ، بنى ضبه كه با او بودند ، از او جدا شده و به بصره بازگشتند . چون جنگ آغاز شد ، ابو سعيد الجنابى پيروز گرديد ، و عثمان بن عمرو را اسير كرد و لشكرگاهش را غارت نمود و اسيران را در آتش بسوخت . اين واقعه در ماه شعبان سال 286 واقع شد .
هامش
[ ( 1 ) ] الحسين .
[ ( 2 ) ] الصمره .
[ ( 3 ) ] الربادينى .
[ ( 4 ) ] عمر .