تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
بنى زهير بود امانش دادند . هارون دژ را بگرفت ، و از آنجا به سوى محمد بن عباده رفت چون رو به رو شدند ، محمد بن عباده حمله‌اى كرد و سپاه هارون را منهزم ساخت ، ولى آنان دل بر مرگ نهاده به جنگ بازگشتند ، و سپاه محمد را درهم شكستند ، و هزار و چهار صد نفر از آنان را بكشتند . هارون اموال او را تقسيم كرد . محمد به شهر آمد گريخت . صاحب آمد ، احمد بن عيسى بن الشيخ ، پس از زد و خوردى او را بگرفت و نزد معتضدش فرستاد . معتضد زنده پوست از تن او بركند .

گوشمال معتضد بنى شيبان را و استيلاء او بر ماردين

در سال 280 ، معتضد به سرزمين جزيره ، به سر بنى شيبان لشكر كشيد . بنى شيبان از برابر او بگريختند . معتضد بر طوايفى از عرب در نزديكى سن حمله آورد ، و كشتار و تاراج كرد و به موصل رفت . بنى شيبان بيامدند و گروگان دادند كه سر به فرمان نهند . معتضد بپذيرفت ، و به بغداد بازگشت . آنگاه نزد احمد بن عيسى بن الشيخ كس فرستاد و اموال ابن كنداج را كه درآمد [ 1 ] تصرف كرده بود از او خواستار شد . او نيز آن اموال را با هداياى [ 2 ] بسيار بفرستاد . سپس به معتضد خبر رسيد كه حمدان [ 3 ] بن حمدون را به هارون الشارى گرايشى است و به دعوت او داخل شده است . معتضد در سال 281 ، به سوى او لشكر برد . اعراب ، از بنى تغلب براى رو به رو شدن با او اجتماع كردند . جماعتى از آنان را بكشت ، و بسيارى نيز در زاب غرق گشتند . آنگاه به موصل رفت . در آنجا شنيد كه حمدان [ 3 ] از ماردين گريخته و پسرش را در آنجا نهاده است . معتضد برفت و او را فرود آورد يك روز با او جنگ كرد . روز ديگر از در دژ بالا رفت و پسر حمدان را ندا داد و خواست تا در را بگشايد . او از بيم در را بگشود . معتضد فرمان داد تا هر چه در دژ بود ببردند ، و دژ را ويران كردند . آنگاه براى دستگيرى حمدان بن حمدون و گرفتن اموالش كسانى را روانه ساخت .

امارت على در جبل و اصفهان

معتضد در سال 281 ، فرزند خود على را كه همان المكتفى است ، بر رى و قزوين و زنجان و ابهر و قم و همدان و دينور ، امارت داد . عامل رى از سوى رافع بن الليث ، موسوم به حسن بن على كوره ، از على بن المعتضد امان خواست . او امانش داد و نزد پدر فرستاد .
هامش
[ ( 1 ) ] احمد . [ ( 2 ) ] بهل اياما . [ ( 3 ) ] احمد .