زيد بيامد و هر دو را به محاصره افكند . رافع با سپاهى به سوى محمد بن زيد رفت ، و او به سرزمين ديلم بگريخت ، و رافع در پى او ، تا حدود قزوين برفت و از آنجا به رى بازگشت .
در سال 276 ، معتمد از عمرو بن الليث خشنود شد ، و او را منشور ولايت داد و نام او را بر علمها بنوشت . عمرو نيز از سوى خود ، عبيد الله بن عبد الله بن طاهر را در شرطهء بغداد داد . ولى پس از چندى عبيد الله نام عمرو را از خطبه بينداخت .
و در همين سال ، موفق به بلاد جبل رفت ، زيرا اذكوتكين را گفته بودند كه در آنجا اموال بسيارى است . موفق از آنجا به سوى احمد بن عبد العزيز بن ابى دلف راند ، و همه اين وقايع را پيش از اين آورديم .
هم در اين سال ، موفق ، ابن ابى الساج را به امارت آذربايجان فرستاد . او نيز به آذربايجان رفت . عبد الله بن الحسن الهمدانى ، صاحب مراغه در برابر او بايستاد .
نيز هارون الشارى از حديثه به موصل رفت ، تا مردم آنجا را گوشمال دهد [ زيرا عامل موصل از سوى ابن كنداج ، يكى از خوارج را كشته بود ] . اما مردم با او از در مدارا درآمدند ، و او بازگشت .
در سال 277 ، بازمار [ 1 ] در طرسوس ، نام خمارويه ، پسر احمد بن طولون را در خطبه آورد . زيرا خمارويه سى هزار دينار و پانصد دست جامه و پانصد مطرف و سلاح بسيار فرستاده بود ، و پس از دعا در خطبه ، پنجاه هزار دينار ديگر بفرستاد .
در سال 278 ، وفات موفق اتفاق افتاد ، و بيعت با معتضد به عنوان ولايتعهد و نيز در اين سال آغاز امر قرامطه بود ، چنان كه گذشت .
در سال 279 ، جعفر بن المعتمد خلع گرديد ، و معتضد به ولايتعهدى بر او مقدم گرديد ، و ميان خوارج و مردم موصل و بنى شيبان نبرد درگرفت . امارت بنى شيبان را هارون بن سيما ، از جانب محمد بن اسحاق بن كنداج بر عهده داشت . هارون بن سيما با بنى شيبان به سوى موصل راند . هارون الشارى و حمدان بن حمدون به دفاع از شهر پرداختند . بنى شيبانى منهزم شدند . مردم موصل كه از ابن سيما بيمناك بودند ، كسى را به بغداد فرستادند و خواستار اميرى ديگر شدند . معتمد محمد بن يحيى المجروح را ، كه موكل حفظ راهها بود ، و در حديثه مىنشست ، بر آنان امارت داد . او چندى در آنجا ببود ، تا آنگاه على بن داود الكردى را به جاى او فرستاد .
هامش
[ ( 1 ) ] مازيار .