به اسحاق بن كنداج كه در موصل بود ، نوشت كه برادر را بازگرداند . او نيز بدين كار برخاست ، تا آخر ماجرى . پس سردارانى را كه با او بودند بگرفت و به سامراء فرستاد .
هم در اين سال ، مردم بغداد ، بر ابراهيم [ 1 ] الخليجى [ 2 ] بشوريدند . ابراهيم ، كاتب عبيد الله بن طاهر بود . سبب آن بود كه يكى از غلامان او ، زنى را به تير كشته بود . چون مورد بازخواست سلطان واقع گرديد ، ديگر غلامانش به دفاع از او پرداختند . مردم نيز چند تن از اصحابش را كشتند و خانهاش را غارت كردند . عبيد الله بن طاهر از معركه بگريخت . محمد بن عبيد الله بر نشست و آنچه از اموال پدر به دست مردم تاراج شده بود از آنان بستد و به جايگاهش بازگردانيد .
هم در اين سال ، خلف از اصحاب ابن طولون كه عامل او نيز بود ، برخى از شهرهاى مرزى شام را در تصرف آورد ، ولى مردم طرسوس آن نواحى را از او بازستدند . ابن طولون به طرسوس لشكر برد . مردم در حصار شدند ، و او به حمص ، سپس به دمشق بازگشت .
و نيز ميان علويان [ 3 ] و جعفريان نزاعى درگرفت ، و از جعفريان هشت تن را كشتند و عامل مدينه را از دست آنان خلاص كردند .
هم در اين سال هارون بن الموفق ، ابن ابى الساج [ 4 ] را بر انبار و رحبه و راه فرات امارت داد . نيز محمد بن احمد را بر كوفه و سواد آن امارت داد . محمد بن الهيصم به مقابلهء با او برخاست . محمد او را منهزم ساخته به شهر درآمد .
و هم در اين سال ، عيسى بن الشيخ الشيبانى ، عامل ارمينيه و ديار بكر بمرد .
نيز در اين سال خلاف ميان موفق و ابن طولون بالا گرفت . موفق ، معتمد را واداشت تا فرمان عزل او و لعنت كردنش را بر منابر دهد ، و اسحاق بن كنداج را بر اعمال او در افريقيه فرستد ، و نيز مقام رياست شرطهء خاص ، او را دهد . ابن طولون نام موفق از خطبه و طراز بيفكند .
هم در اين سال ابن ابى الساج [ 5 ] ، بعد از نبردى با مردم رحبه ، آنجا را بگرفت ، و احمد بن مالك بن طوق به شام گريخت . سپس ابن ابى الساج به قرقيسا رفت .
در سال 270 ، صاحب الزنج كشته شد و دعوتش پايان گرفت . نيز وفات حسن بن زيد العلوى ، صاحب طبرستان ، و امارت برادرش محمد بن فرمان او ، و وفات احمد بن طولون صاحب مصر و امارت پسرش خمارويه ، و رفتن اسحاق بن كنداج به دمشق و نبرد ميان او و ابن دعباش [ 6 ] ، كه از جانب ابن طولون عامل رقه و ثغور و عواصم بود ، همه در اين سال واقع شدند .
هامش
[ ( 1 ) ] اميرهم .
[ ( 2 ) ] الخلنجى .
[ ( 3 ) ] طبرى : حسينيان و حسنيان و جعفريان .
[ ( 4 ) ] ابى الساج .
[ ( 5 ) ] ابن طولون .
[ ( 6 ) ] دعامس .