جنگيدند ، تا همه را منهزم ساختند . ابو العباس به لشكرگاه خود بازگشت . صاحب الزنج ، نزد على بن ابان و سليمان بن جامع پيام فرستاد و فرمان داد تا براى نبرد با ابو العباس ، نيروهاى خود را در يك جاى گرد آورند .
رفتن موفق به جنگ سياهان و فتح شهرهاى منيعه و منصوره
از آن وقت كه موفق پسر خود ابو العباس را به جنگ ياران صاحب الزنج فرستاده بود در فرستادن سپاه و ساز و برگ تاخير كرده بود ، و در راه رفع نيازها و بازجست از احوالش ، اقدامى ننموده بود . چون شنيد سليمان بن جامع و على بن ابان براى جنگ با او همدست شدهاند ، خود از بغداد به حركت آمد . در ماه ربيع الاول سال 267 ، به واسط آمد . پسرش ابو العباس در واسط با او ديدار كرد ، و از اوضاع و احوال آگاهش ساخت ، و به لشكرگاه خود بازگشت . موفق بر نهر شداد فرود آمد و پسر موفق بر دهانهء نهر مساور . دو روز درنگ كرد ، سپس ابو العباس به سوى مدينة المنيعه در سوق الخميس در حركت آمد و از راه شط پيش رفت . سپاهيان صاحب الزنج با او رو به رو گرديدند و با او بجنگيدند . در اين حال موفق نيز برسيد . سياهان پس از نبردى شكست خوردند ، و بازپس نشستند . اصحاب ابو العباس از پى آنان برفتند ، تا به مدينة المنيعه درآمدند ، و خلق بسيارى را كشتند و باقى را اسير كردند . سليمان بن موسى الشعرانى بگريخت و ديگران در نيزارها پنهان شدند . موفق به لشكرگاه خود بازگشت . پنج هزار زن [ 1 ] از زنان مسلمان را از آنان گرفته بود . موفق در مدينة المنيعه چاشت خورد ، و فرمان غارت داد . شهر را غارت كردند و بارويش را ويران نمودند ، و خندقش را بينباشتند و هر چه كشتى در آنجا بود آتش زدند ، و ذخائر و آذوقه را كه حدى نداشت ببردند و به ميان سپاهيان خود تقسيم نمودند .
صاحب الزنج به سليمان بن جامع نامه نوشت ، و او را از اينكه به سرنوشت شعرانى دچار شود ، برحذر داشت .
جاسوسان براى موفق خبر آوردند كه ابن جامع در حوانيت است . موفق خود به صينيه [ 2 ] رفت و پسرش ابو العباس را از راه رودخانه به حوانيت فرستاد . ولى ابن جامع را در نيافتند . تنها دو تن از سرداران سپاه در آنجا بودند ، آن هم براى حفظ غلات . ابن جامع به طهيثا [ 3 ] يعنى مدينة المنصوره رفته بود . ابو العباس ، با جماعتى از سپاه سياهان كه در آنجا بودند نبرد كرد ، و نزد پدر بازگرديد و خبر بگفت . موفق پسر را فرمود كه از پى سليمان بن جامع برود . او نيز از راه دريا و خشكى از پى او رفت ، تا به دو ميلى طهيثا رسيد . در آنجا سواره به گردش پرداخت ، تا جايى مناسب نبرد بيابد ، و بر منصوره تاخت آورد . در اين
هامش
[ ( 1 ) ] پانزده زن .
[ ( 2 ) ] ضبيه .
[ ( 3 ) ] طهتا .