تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
اعراب بودند . ابو الاعز به سوى اسبانى كه نزديك خيمه‌ها بسته شده بودند رفت و گفت تا همه را بگشايند و بانگ كردند تا اسبان برميدند . لشكرگاه به هم برآمد و لشكريان بر اسب‌ها نشستند . ابو الاعز و يارانش بگريختند ، تا از آن گروه كه در كمين نشسته بودند بگذشتند . ناگاه مردان از كمين برجستند ، و اصحاب موسى پراكنده شدند . به ناگاه ابو الاعز بازگشت ، و موسى را به اسارت گرفت و نزد جبغويه آورد . جبغويه او را نزد ابن طولون فرستاد . ابن طولون بر او بند بر نهاد و به مصر بازگرديد اين واقعه در سال 266 ، اتفاق افتاد .

دنبالهء اخبار صاحب الزنج

در سال 265 ، سليمان بن جامع تا سواد كوفه نهرى كند تا بتواند به آسانى بر آن نواحى دستبرد زند . ياران سليمان ، به هنگام حفر اين نهر ، گاه به نواحى اطراف تاخت و تازى مىكردند . احمد بن ليثويه [ 1 ] ، كه از سوى موفق عامل جنبلاء بود . بر سياهان حمله كرد و بيش از چهل تن از سران سپاه و جمع بىشمارى از سپاهيان را بكشت و كشتىهايشان را آتش زد . سليمان منهزم شده به طهيثا [ 2 ] بازگشت . سياهان پس از اين حادثه ، به نعمانيه حمله آوردند و به قتل و تاراج پرداختند . مردم نعمانيه به جرجرايا روى آوردند و مردم سواد وارد بغداد شدند . على بن ابان ، سپاه سياهان را به تستر ( شوشتر ) برد ، و آنجا را در محاصره گرفت و نزديك شد كه آن را بگشايد . موفق مسرور البلخى را بر كوره‌هاى اهواز امارت داده بود . مسرور ، تكين البخارى را به اهواز فرستاد . تكين كه حال مردم تستر ( شوشتر ) را چنان ديد به نبرد على بن ابان آمد . على شكست خورد و از سياهان خلق بسيارى به قتل آمدند ، و تكين در تستر فرود آمد . على بن ابان جماعتى از سران سياه را فرستاد ، تا پل فارس را در تصرف گيرند . جاسوسان اين خبر را به تكين دادند . او بر سر سياهان تاخت و آنان را از آنجا براند ، و جماعتى از ايشان را بكشت و به سوى على بن ابان روان گرديد . على درنگ ناكرده برفت ، و براى تكين نامه‌اى نوشت و خواست كه با او مصالحه كند . او نيز در پاره‌اى امور اجابت كرد . مسرور البلخى ، به تكين البخارى تهمت زد كه با صاحب الزنج دل يكى دارد . پس او را بگرفت و نزد ابراهيم بن جعلان [ 3 ] فرستاد تا به زندانش كند . ياران تكين پراكنده شدند . بعضى به صاحب الزنج پيوستند ، و بعضى به محمد بن عبيد اللّه الكردى [ 4 ] . باقى نيز امان گرفتند و بازگشتند .
هامش
[ ( 1 ) ] كيتونه . [ ( 2 ) ] طهتا . [ ( 3 ) ] عجلان بن ابان . [ ( 4 ) ] عبد اللّه الكرخى .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 494 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى